خلاصه داستان: روان یو ۲۸ ساله، پس از رها کردن شغل ثابتش برای نویسندگی، متهم به کپیبرداری از آثار دیگران میشود. او برای دفاع از خود به سراغ وکیلی میرود که در واقع عشق دوران دبیرستان و الهامبخش رمانش بوده است؛ دیداری مجدد که شعلههای عشق قدیمی را میان آنها روشن میکند.
خلاصه داستان: مردی پس از سالها دوری، برای جشن تولد پدرش به زادگاه خود بازمیگردد؛ سفری غیرمنتظره که او را با چالش پذیرش از سوی خانواده و شعلهور شدن دوباره عشق دوران کودکیاش روبرو میکند.