خلاصه داستان: در سوئد سال ۱۸۶۷ و در اوج قحطی مرگبار، هلگه روس برای نجات خانوادهاش از گرسنگی، دست به کشتن گاو اربابش میزند. این تصمیم ناامیدانه، نهتنها زندگی او را دچار گناه و فروپاشی میکند، بلکه همسرش را نیز با پیامدها و رنجهای اجتماعی سهمگینی روبهرو میسازد.