خلاصه داستان: وی شیائووی برای یافتن پدربزرگ ثروتمندی که گمان میکند خانوادهاش را ترک کرده، راهی تایلند میشود؛ اما نامههای قدیمی راز عشقی پنهان و فداکاریای چنددهساله را آشکار میکنند.
خلاصه داستان: خلبان شجاعی در جنگ جهانی دوم جان میبازد، اما پس از مرگ بهعنوان فرشتهٔ نگهبان به زمین بازمیگردد تا خلبان جوانی را راهنمایی کند؛ مأموریتی که وقتی شاگردش عاشق دلدار قدیمی او میشود، رنگی عاطفی و دشوار به خود میگیرد.
خلاصه داستان: نقاش نامدار، کلود زوره، دل به مایکل، شاگرد و مدل جوانش میبندد؛ اما حسادت و فاصلهای که میانشان میافتد، راه را برای ورود زنی اشرافی و دسیسههای او باز میکند. خیانت و عشق نافرجام، زندگی هنرمند را به سوی تنهایی و پایانی اندوهبار میکشاند.
خلاصه داستان: سه زن جوان با پیوستن به نمایش باشکوه «زیگفلد فولیز» در برادوی، به شهرت و فرصتهای تازه میرسند؛ اما در میان عشق، جاهطلبی و وسوسه درمییابند که زندگی درخشان ستارهها بهایی سنگین دارد.
خلاصه داستان: آبراهام لینکلن جوان پس از آموختن حقوق، وکالت دو برادر را برعهده میگیرد که به قتل متهم شدهاند. او باید با زیرکی حقیقت را در دادگاهی پرتنش آشکار کند و موکلانش را از خشم یک جمعیت خشمگین نجات دهد.
خلاصه داستان: اومیتسو، مادری تنها که برای تأمین زندگی پسرش در بار بندری کار میکند، با بازگشت ناگهانی همسرش به امید آغاز دوبارهای دل میبندد؛ اما فقر و درماندگی خانواده را در برابر انتخابهایی تلخ قرار میدهد.
خلاصه داستان: جرج ام. کوهن، ستارهای پرشور، از کودکی در گروه خانوادگی روی صحنه میرود و با پشتکار به چهرهای نامدار در تئاتر برادوی بدل میشود. این فیلم موزیکال، فرازونشیبهای زندگی او و سرودهای میهنپرستانهای را روایت میکند که دل مردم را گرم میکنند.
خلاصه داستان: رادی برک برای حفظ آینده دوستش، اتهامی نادرست را به گردن میگیرد و از مدرسه اخراج میشود. این تصمیم آغاز سقوطی تلخ است؛ او در مسیر فقر و تنهایی، برای بازگشت به خانه و آشتی با خانوادهاش میجنگد.
خلاصه داستان: آنا، دختر روستایی سادهدل، با ازدواجی دروغین فریب میخورد و پس از رهاشدن و مرگ فرزندش، در مزرعهای زندگی تازهای آغاز میکند. اما آشکارشدن گذشتهاش او را به دل کولاک و رودخانهای یخزده میکشاند؛ جایی که دیوید برای نجاتش به دل خطر میزند.
خلاصه داستان: باس هولر، بندباز پیشین که زندگی خانوادگیاش را برای عشق به زنی تازهوارد رها کرده، دوباره به صحنه سیرک بازمیگردد. اما رقابت و حسادت در مثلث عشقی خطرناکی شعلهور میشود که سرانجامی تراژیک دارد.