خلاصه داستان: هارولد، مردی ثروتمند و وسواسی که مدام نگران سلامتیاش است، برای استراحت راهی جزیرهای گرمسیری میشود؛ اما بهجای آرامش، وسط انقلابی گرفتار میشود. او با کمک غولی مهربان میکوشد از آشوب جان سالم به در ببرد و شورشیان را شکست دهد.
خلاصه داستان: رادی برک برای حفظ آینده دوستش، اتهامی نادرست را به گردن میگیرد و از مدرسه اخراج میشود. این تصمیم آغاز سقوطی تلخ است؛ او در مسیر فقر و تنهایی، برای بازگشت به خانه و آشتی با خانوادهاش میجنگد.
خلاصه داستان: یتیمی شاد و ماجراجو به نام هوزی ناخواسته مرواریدی جادویی میبلعد و با شیائوشوان، شکارچی سردمزاج اهریمنان، همراه میشود. آنها در مسیر دوستی و ماجراجویی، رازهای جنگی کهن و توطئهای خطرناک را کشف میکنند و برای نجات جهان به مبارزه با نیروهای اهریمنی برمیخیزند.
خلاصه داستان: دزدی چیرهدست در بغداد، دلباختهٔ دختر خلیفه میشود و برای بهدستآوردن دست او، پا به ماجرایی جادویی و پرخطر میگذارد. در برابر شاهزادگان رقیب و تهدید مغولی، باید شجاعت و زیرکیاش را ثابت کند.
خلاصه داستان: پس از غرقشدن کشتیای در مه، چند بازمانده به کشتی بادبانیِ کاپیتان وولف لارسن پناه میبرند؛ اما خیلی زود درمییابند که از مرگ گریخته و به کابوس زندگی زیر سلطهی ناخدایی بیرحم گرفتار شدهاند. در دل دریا، برای رهایی و مقابله با او نقشه میکشند.
خلاصه داستان: رولو و بثی پس از گرفتار شدن در کشتیای بیسرنشین که به سوی اقیانوس آرام میرود، باید با دستوپاچلفتیبودنشان کنار بیایند و راهی برای بقا پیدا کنند؛ ماجراهای خندهدارشان در دریا به آزمونی برای شجاعت و همکاری بدل میشود.
خلاصه داستان: پروفسور چلنجر و گروهی از ماجراجویان به فلاتی دورافتاده در آمریکای جنوبی سفر میکنند تا وجود دایناسورها را ثابت کنند؛ اما خیلی زود در سرزمینی خطرناک گرفتار میشوند. در میان جانوران ماقبل تاریخ و فوران آتشفشان، آنها باید راهی برای بازگشت به تمدن پیدا کنند.
خلاصه داستان: ملوانی پولینزی پس از دفاع از خود به ناحق زندانی میشود و از همسرش دور میافتد؛ در حالی که حاکم جزیره از بخشودن او سر باز میزند، توفانی سهمگین سرنوشت همه را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: در جریان جنگ جهانی دوم، فرماندهای سختگیر مأمور هدایت گروهی از غواصان تخریب نیروی دریایی میشود؛ مردانی که هنوز در سوگ فرمانده پیشیناند و به تازهوارد اعتماد ندارند. او باید در مأموریتهای خطرناک زیرآبی، شجاعت خود را ثابت کند و اعتماد گروه را به دست آورد.
خلاصه داستان: در نیواورلئانِ دههٔ ۱۸۴۰، ماجراجویی زیبا با جا زدن خود بهعنوان کنتسی، دل یک بانکدار ثروتمند را میرباید؛ اما آشنایی با ناخدای کشتیرانی، نقشههای عاشقانهاش را بههم میریزد.