خلاصه داستان: روی ایرل، سارق سالخوردهای که بهتازگی از زندان آزاد شده، برای طراحی سرقتی بزرگ با گروهی ناشی همراه میشود. اما وقتی نقشه از هم میپاشد، او و ماری، زنی تنها که دل به او بسته، در کوهستان زیر تعقیب پلیس گرفتار میشوند.
خلاصه داستان: در هندِ سدهٔ نوزدهم، سه گروهبان بریتانیایی و گونگا دین، آبرسانی آرزومند سربازی، در مأموریتی خطرناک با فرقهای مرگبار روبهرو میشوند. وقتی یکی از گروهبانها اسیر میشود، دین برای نجات دوستانش و هشدار دادن به دیگران شجاعانه به دل خطر میزند.
خلاصه داستان: گالیور پس از غرقشدن کشتیاش به سرزمین لیلیپوت میرسد؛ جایی که مردم کوچک آن در آستانه جنگی بر سر ازدواج شاهزادهها هستند. او با کمک به آنها میکوشد دو پادشاهی را آشتی دهد و صلح را به سرزمین بازگرداند.
خلاصه داستان: در میانه جنگ داخلی اسپانیا، رابرت جردن مأمور میشود پلی حیاتی را منفجر کند تا پیشروی نیروهای فاشیست را مختل سازد. در کنار گروهی از چریکها، او دلباخته ماریا میشود و میان عشق، وظیفه و خطر، با انتخابی سرنوشتساز روبهرو میگردد.
خلاصه داستان: در استکهلمِ بیطرف و در میانهٔ جنگ جهانی اول، مادِلین، جاسوس فرانسویِ نفوذکرده در شبکهٔ آلمان، با بارون آلمانیای آشنا میشود که خود رازهایی پنهان دارد. میان مأموریتهای مرگبار و بازیهای فریب، عشقی شکل میگیرد که وفاداری هر دو را به آزمون میگذارد.
خلاصه داستان: مهندسی خیالپرداز پس از دریافت پیامی مرموز، با موشکی راهی مریخ میشود؛ جایی که ملکه آلیتا دلباختهاش میشود و او را در شورشی علیه فرمانروایان همراهی میکند. اما مرز میان واقعیت و رؤیا کمکم محو میشود.
خلاصه داستان: جی پس از مرگ پدرش برای بازیابی پیکر او به غواصی میرود، اما نهنگی عظیم او را میبلعد. او که در تاریکی شکم نهنگ و با تنها یک ساعت اکسیژن گرفتار شده، باید از درسهای پدرش برای یافتن راه نجات بهره ببرد.
خلاصه داستان: در جنگلهای آمریکای جنوبی، کریستوفر، صاحب یک مزرعه کاکائو، با همسر تازهاش جوانا روبهرو میشود؛ اما رابطه پرتنش آنها با نزدیکشدن دستهای عظیم از مورچههای مهاجم به آزمونی مرگبار کشیده میشود. این دو باید برای نجات مزرعه و جان کارگرانش با هم متحد شوند.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۵۶، دیپلمات آمریکایی تاونسند هریس برای گشودن راه گفتوگو با ژاپنیِ بیگانههراس به شیمودا میرسد، اما با بیاعتمادی و مخالفت مقامهای محلی روبهرو میشود. آشناییاش با اوکیچی، گیشایی که برای مراقبت از او فرستاده شده، به پیوندی عاطفی میانجامد و به او در نزدیکشدن به مردم و رهبران ژاپن کمک میکند.
خلاصه داستان: تنزینگ نورگی، کوهنورد شرپا، در راه رسیدن به قله اورست با ادموند هیلاری همپیمان میشود؛ صعودی تاریخی که در کنار خطرهای کوهستان، با تنشهای طبقاتی و فرهنگی نیز گره خورده است.