خلاصه داستان: هلن و جو، دو زندانیِ سابق که در فروشگاهی بزرگ کار میکنند، عاشق هم میشوند و میکوشند گذشتهشان را پشت سر بگذارند. اما وقتی دوستان خلافکار جو او را به سرقتی تازه وسوسه میکنند و رازهای هلن آشکار میشود، عشق و زندگی تازهشان به خطر میافتد.
خلاصه داستان: باس هولر، بندباز پیشین که زندگی خانوادگیاش را برای عشق به زنی تازهوارد رها کرده، دوباره به صحنه سیرک بازمیگردد. اما رقابت و حسادت در مثلث عشقی خطرناکی شعلهور میشود که سرانجامی تراژیک دارد.
خلاصه داستان: وقتی کیف پولی پر از پول بهطور اتفاقی وارد زندگی جین و آلن پالمر میشود، جین حاضر نیست از ثروت بادآوردهاش دل بکند. اما مردی که ادعای مالکیت پول را دارد سر میرسد و طمع جین، آنها را به مسیری پر از فریب، خطر و جنایت میکشاند.
خلاصه داستان: آدمکش مزدبگیری که کارفرمایش او را با پولهای نشاندار به دام انداخته، برای انتقام میگریزد و در مسیر با زنی آشنا میشود که شاید بتواند او را از راهی تاریک بازگرداند.
خلاصه داستان: دو برادر کامیوندار برای ساختن کسبوکاری مستقل در جادههای پرخطر تلاش میکنند؛ اما پس از حادثهای تلخ، یکی از آنها گرفتار توطئهای جنایی میشود و باید بیگناهیاش را ثابت کند.
خلاصه داستان: ادی میلر، مردی گوشهگیر و گرفتار نفرتی بیمارگونه از زنان، با تفنگی دوربیندار دست به قتلهای پیاپی میزند. درحالیکه پلیس برای یافتن قاتل سرنخها را دنبال میکند، روانپزشکی میکوشد ذهن آشفته او را رمزگشایی کند و پیش از قربانی بعدی جلویش را بگیرد.
خلاصه داستان: در شانگهای، صاحب کازینویی مرموز با مردی ثروتمند که قصد تعطیلی کسبوکارش را دارد درگیر میشود؛ ورود دختر او به کازینو، ماجرایی از عشق، قمار و رازهای گذشته را رقم میزند.
خلاصه داستان: شرلوک هولمز و دکتر واتسون برای بررسی قتلهای هولناک به روستایی دورافتاده در کانادا میروند؛ جایی که مردم گمان میکنند هیولایی افسانهای در مردابها پرسه میزند. هولمز به این باورها شک دارد و باید پیش از قربانیشدن نفر بعدی، قاتلی انتقامجو و استاد تغییر چهره را پیدا کند.
خلاصه داستان: کارآگاهی سرسخت در قطاری از شیکاگو به لسآنجلس مأمور محافظت از زنی میشود که قرار است علیه تبهکاران شهادت دهد. در میان مسافران، آدمکشهایی در کمیناند و هر ایستگاه میتواند پایان مأموریت باشد؛ اما هویتها آنطور که به نظر میرسند نیستند.
خلاصه داستان: کارآگاه ونس برای یافتن قاتلی زنجیرهای که قربانیانش را با نام «آقای دوران» نشانهگذاری میکند، مخفیانه وارد پانسیون شماره ۲۱ پاریس میشود. میان ساکنان عجیبوغریب خانه، هرکس مظنون است و هر قتل تازه معما را پیچیدهتر میکند.