خلاصه داستان: دکتر شیوا پس از آنکه مرگ دختر دانشجویش را خودکشی اعلام میکنند، با کمک پلیسی فاسد بهدنبال کشف حقیقت میرود. تحقیقات آنها پرده از شبکهای پرنفوذ از فساد و تقلب در پذیرش پزشکی برمیدارد.
خلاصه داستان: شرلوک هولمز برای کشف راز مرگهای مشکوکی که خودکشی به نظر میرسند، مرگش را جعل میکند و با هویتی پنهانی وارد محافل قمار لندن میشود. او در برابر آدریا اسپدینگ، زنی زیرک و بیرحم که از عنکبوتی مرگبار برای قتل قربانیانش بهره میبرد، وارد نبردی پرتعلیق میشود.
خلاصه داستان: مری برای یافتن خواهر گمشدهاش به نیویورک میرود، اما سرنخها او را به محفل مخفی شیطانپرستانی میرسانند که شاید در ناپدیدشدن خواهرش دست داشته باشند.
خلاصه داستان: شرلوک هولمز و دکتر واتسون برای بررسی قتلهای هولناک به روستایی دورافتاده در کانادا میروند؛ جایی که مردم گمان میکنند هیولایی افسانهای در مردابها پرسه میزند. هولمز به این باورها شک دارد و باید پیش از قربانیشدن نفر بعدی، قاتلی انتقامجو و استاد تغییر چهره را پیدا کند.
خلاصه داستان: کارآگاه ونس برای یافتن قاتلی زنجیرهای که قربانیانش را با نام «آقای دوران» نشانهگذاری میکند، مخفیانه وارد پانسیون شماره ۲۱ پاریس میشود. میان ساکنان عجیبوغریب خانه، هرکس مظنون است و هر قتل تازه معما را پیچیدهتر میکند.
خلاصه داستان: در لندنِ هراسزده از قتلهای جک قاتل، خانوادهای اتاقی به مستأجری مرموز اجاره میدهد. وقتی رفتارهای عجیب او و قتلهای تازه به هم گره میخورند، خوانندهای جوان و کارآگاهی اسکاتلندی به حقیقتی هولناک نزدیک میشوند.
خلاصه داستان: در لندنِ مهآلود، قاتلی مرموز زنان جوان بلوند را به وحشت انداخته است. وقتی مردی رازآلود اتاقی در خانهٔ خانوادهٔ بانتی اجاره میکند، رفتار عجیبش شک مادرِ خانواده و حسادتِ کارآگاهِ عاشقِ دخترشان را برمیانگیزد؛ آیا او همان قاتل است؟
خلاصه داستان: خوانندهای مشهور و سرددل، کلر لسکو، خواستگارانش را میرنجاند؛ اما وقتی دانشمند جوانی بهخاطر او دست به خودکشی میزند، احساسات واقعیاش آشکار میشود. حسادت و اختراعات شگفتانگیز، عشق آنها را به ماجرایی پرتعلیق و خیالانگیز میکشاند.
خلاصه داستان: در قلعهای دورافتاده، مهمانان برای آخرهفتهای شکار گرد هم میآیند؛ اما ورود ناگهانی کنت اوتش که به قتل برادرش متهم است، آرامش جمع را برهم میزند. با رسیدن بیوه مقتول، رازهای گذشته کمکم آشکار میشوند و اقامت در قلعه به معمایی پرتعلیق بدل میشود.
خلاصه داستان: پیانیست نامدار پل اورلاک پس از سانحهای هولناک، دستهای قاتلی اعدامی را پیوند میگیرد و از آن پس در وحشتِ تسخیرشدن و ارتکاب جنایت زندگی میکند. آیا دستهای تازه واقعاً میل به خشونت را به او منتقل کردهاند؟