خلاصه داستان: در بیستوهفتمین سال فعالیتش در کمدی، گابریل «فلافی» ایگلسیاس با شوخیهای صمیمی و پرانرژی به سراغ دردسرهای قرار عاشقانه، ورود سارقان به خانه و سفرهای هوایی پرتنش میرود؛ تلاشی خندهدار برای دور کردن جدیت از زندگی.
خلاصه داستان: چهار داستان علمیتخیلی، زندگی آدمهایی را روایت میکنند که با خاطرات دستکاریشده، عشق ممنوع، عمرهای مصنوعی و قدرتهایی خارقالعاده روبهرو میشوند. وقتی زمان و هویتشان زیرورو میشود، هرکدام باید دریابند چه چیزی به زندگی معنا میبخشد.
خلاصه داستان: خلبان شجاعی در جنگ جهانی دوم جان میبازد، اما پس از مرگ بهعنوان فرشتهٔ نگهبان به زمین بازمیگردد تا خلبان جوانی را راهنمایی کند؛ مأموریتی که وقتی شاگردش عاشق دلدار قدیمی او میشود، رنگی عاطفی و دشوار به خود میگیرد.
خلاصه داستان: مستندی پرماجرا از کوچ سالانهٔ ایل بختیاری در ایران؛ مردان، زنان و دامهایشان از گذرگاههای برفی و مسیرهای دشوار میگذرند تا به چراگاههای سرسبز برسند و از گرسنگی دامها نجات یابند.
خلاصه داستان: سه زن جوان با پیوستن به نمایش باشکوه «زیگفلد فولیز» در برادوی، به شهرت و فرصتهای تازه میرسند؛ اما در میان عشق، جاهطلبی و وسوسه درمییابند که زندگی درخشان ستارهها بهایی سنگین دارد.
خلاصه داستان: آبراهام لینکلن جوان پس از آموختن حقوق، وکالت دو برادر را برعهده میگیرد که به قتل متهم شدهاند. او باید با زیرکی حقیقت را در دادگاهی پرتنش آشکار کند و موکلانش را از خشم یک جمعیت خشمگین نجات دهد.
خلاصه داستان: هلن و جو، دو زندانیِ سابق که در فروشگاهی بزرگ کار میکنند، عاشق هم میشوند و میکوشند گذشتهشان را پشت سر بگذارند. اما وقتی دوستان خلافکار جو او را به سرقتی تازه وسوسه میکنند و رازهای هلن آشکار میشود، عشق و زندگی تازهشان به خطر میافتد.
خلاصه داستان: جرج ام. کوهن، ستارهای پرشور، از کودکی در گروه خانوادگی روی صحنه میرود و با پشتکار به چهرهای نامدار در تئاتر برادوی بدل میشود. این فیلم موزیکال، فرازونشیبهای زندگی او و سرودهای میهنپرستانهای را روایت میکند که دل مردم را گرم میکنند.
خلاصه داستان: هارولد، مردی ثروتمند و وسواسی که مدام نگران سلامتیاش است، برای استراحت راهی جزیرهای گرمسیری میشود؛ اما بهجای آرامش، وسط انقلابی گرفتار میشود. او با کمک غولی مهربان میکوشد از آشوب جان سالم به در ببرد و شورشیان را شکست دهد.
خلاصه داستان: آنا، دختر روستایی سادهدل، با ازدواجی دروغین فریب میخورد و پس از رهاشدن و مرگ فرزندش، در مزرعهای زندگی تازهای آغاز میکند. اما آشکارشدن گذشتهاش او را به دل کولاک و رودخانهای یخزده میکشاند؛ جایی که دیوید برای نجاتش به دل خطر میزند.