خلاصه داستان: در شب کریسمس و در جریان آخرین شیفت کاری یک پیشخدمت به نام آشلی، مواجهه با یک مشتری به شدت بدقلق به نام «کارن» به یک حمام خون تمامعیار تبدیل میشود. این کمدی-وحشت جذاب و خونین، تقابل جنونآمیز و طنزآلود کارکنان یک رستوران خانوادگی را با مشتریان آزاردهنده به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: گری ۶۵ ساله برای معاینات پزشکی سالانه خود به راتردام بازمیگردد تا سه روز را با پسر ۴۵ سالهاش بگذراند؛ فرصتی برای آشتی که با سکوت سنگین و ناتوانی آنها در بیان احساسات همراه میشود. این فیلم تلخکمیک، تلاش نافرجام پدر و پسری را به تصویر میکشد که با وجود اشتیاق به عشق یکدیگر، در درک متقابل ناکام میمانند.
خلاصه داستان: دو برادر پس از آزادی از زندان، در جستجوی پول دزدیدهشدهای هستند که برادر بیمارشان مکان آن را به یاد نمیآورد. این جستجوی پرماجرا به کشف رازهای تاریک خانوادگی و حقیقت هویت آنها تبدیل میشود؛ سفری هیجانانگیز با چاشنی طنز تاریک و جلوههای وایکینگی.
خلاصه داستان: آزی آزبورن پس از توقف دنیایش با هویت و مرگ و میر خود روبرو می شود. او که با مشکلات سلامتی و پارکینسون سروکار دارد، این سوال را مطرح می کند که آیا می تواند دوباره اجرا کند در حالی که موسیقی سنگ بنای زندگی او باقی مانده است.
خلاصه داستان: یک فوتبالیست مشتاق برای تعقیب رویای خود از پدر سخت گیر خود سرپیچی می کند و چالش های خانواده، عشق و هویت را پشت سر می گذارد - همه به نام عظمت.
خلاصه داستان: کوین هارت در جدیدترین استندآپ ویژه خود به طرز خندهداری با چالشهای میانسالی، از قرصهای ED گرفته تا آسیبهای غیرمنتظره مقابله میکند و ثابت میکند که عاقلتر شده است، اما توانایی کمدی خود را از دست نداده است.
خلاصه داستان: در آستانه کریسمس ۲۰۲۵، خانواده چسایر برای همراهی با مادر بیمارشان، جون، که روزهای پایانی زندگی خود را در بیمارستان میگذراند، گرد هم میآیند. آنها در میان غم، عشق و تنشهای خانوادگی، با طنز تلخ و صداقت جون مواجه میشوند که تلاش میکند به آنها درس پذیرش و پایانی زیبا را بیاموزد.
خلاصه داستان: داستان این فیلم درباره یک دستیار مدیر تیم فوتبال ایرلندی است که به طور ناخواسته درگیر یک رسوایی بزرگ تبانی در مسابقات بینالمللی میشود. او حالا باید برای نجات خود و تیمش، از میان موقعیتهای کمدی، عجیب و نامعقول راهی برای فرار پیدا کند.
خلاصه داستان: پس از مرگ شوهرش، تاباتا - مربی اسب جوان، خالکوبی شده و سرکش - با ناامنی مالی و غم و اندوه حل نشده دست و پنجه نرم می کند و در حالی که برای گروهی از نوجوانان خودسر در مزرعه ویران شده خود در منطقه پناه می گیرد...
خلاصه داستان:
یاسمین زن جوانی است که با یک بیماری قلبی کشنده دست و پنجه نرم میکند و تنها حامی او، برادر ناتنی وسواسیاش، توفان، است. تلاش او برای قرار گرفتن در لیست پیوند، آنها را به سمت شبکههای تاریک و انتخابهای اخلاقی پرچالش سوق میدهد.