خلاصه داستان: وی شیائووی برای یافتن پدربزرگ ثروتمندی که گمان میکند خانوادهاش را ترک کرده، راهی تایلند میشود؛ اما نامههای قدیمی راز عشقی پنهان و فداکاریای چنددهساله را آشکار میکنند.
خلاصه داستان: جرج ام. کوهن، ستارهای پرشور، از کودکی در گروه خانوادگی روی صحنه میرود و با پشتکار به چهرهای نامدار در تئاتر برادوی بدل میشود. این فیلم موزیکال، فرازونشیبهای زندگی او و سرودهای میهنپرستانهای را روایت میکند که دل مردم را گرم میکنند.
خلاصه داستان: هارولد، مردی ثروتمند و وسواسی که مدام نگران سلامتیاش است، برای استراحت راهی جزیرهای گرمسیری میشود؛ اما بهجای آرامش، وسط انقلابی گرفتار میشود. او با کمک غولی مهربان میکوشد از آشوب جان سالم به در ببرد و شورشیان را شکست دهد.
خلاصه داستان: دزدی چیرهدست در بغداد، دلباختهٔ دختر خلیفه میشود و برای بهدستآوردن دست او، پا به ماجرایی جادویی و پرخطر میگذارد. در برابر شاهزادگان رقیب و تهدید مغولی، باید شجاعت و زیرکیاش را ثابت کند.
خلاصه داستان: بورلی سالیوان، شیرفروش خجالتی، ناخواسته قهرمان بوکس میانوزن را از پا درمیآورد و ناگهان به چهرهای مشهور تبدیل میشود. مدیر حیلهگر قهرمان او را وارد مسابقههای بوکس میکند، اما نقشهاش با زنجیرهای از اتفاقات خندهدار بههم میریزد.
خلاصه داستان: هارولد لمبِ سادهدل برای محبوبشدن در دانشگاه، از قهرمان فیلمی تقلید میکند و به تیم فوتبال میپیوندد؛ اما شوخیهای همکلاسیها و ناکامیهای پیاپی، او را به دردسر میاندازد. سرانجام فرصتی پیدا میکند تا با شجاعتش خودش را ثابت کند و دل پگی را به دست آورد.
خلاصه داستان: جف برای تهیه غذا، دوستش اورویل را در بازاری مراکشی به بردگی میفروشد؛ اما وقتی از کارش پشیمان میشود، درمییابد اورویل نامزد شاهزادهای زیبا شده و رقابت و دردسرهای خندهداری در انتظارشان است.
خلاصه داستان: در سنتلوئیسِ سال ۱۹۰۳، استر اسمیت دلباخته پسر همسایه میشود و خانوادهاش روزهای پرشور عشق، موسیقی و خاطره را میگذرانند. اما خبرِ انتقال پدر به نیویورک، آرامش خانواده را برهم میزند؛ درست در آستانهٔ نمایشگاه بزرگ جهانی شهرشان.
خلاصه داستان: در مسیر خانه برای تعطیلات کریسمس، مری که از زندان مرخصی گرفته و زک، سربازی رنجدیده از آسیبهای جنگ، در قطار با هم آشنا میشوند. میانشان عشقی جوانه میزند، اما رازهایی که هر دو پنهان کردهاند، پیوندشان را به آزمون میکشد.
خلاصه داستان: تامی، جوانی مشتاق رسیدن به برادوی، همراه با پنی و گروهی از دوستانش نمایشی خیریه برپا میکند تا کودکان یتیم را به تعطیلاتی در روستا بفرستند. اما وقتی رؤیای شهرت تامی پررنگتر میشود، دوستیها و ارزشهایش به آزمون گذاشته میشوند.