خلاصه داستان: در این تریلر جاسوسی کلاسیک به کارگردانی آلفرد هیچکاک، کاپیتان ادگار برودی پس از جعل مرگش، با هویتی جدید به سوئیس فرستاده میشود تا یک جاسوس آلمانی را شناسایی و نابود کند. او در این مأموریت خطرناک با یک همسر جعلی و یک قاتل بیرحم همراه میشود، اما به مرور زمان، عواطف و تردیدها مأموریت آنها را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم درام و موزیکال، رقابت پرتنشی را میان صاحب یک کافه و مردی ثروتمند برای به دست آوردن دل یک خواننده زیبای اپرا به تصویر میکشد؛ رقابتی جذاب که در آستانه زلزله ویرانگر سال ۱۹۰۶ سانفرانسیسکو، سرنوشت آنها را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره «آیاکو»، اپراتور تلفن جوانی در اوزاکا است که برای نجات پدرش از بدهی و تامین هزینه تحصیل برادرش، تن به فداکاری بزرگی میدهد. او در این مسیر وارد رابطهای پیچیده با رئیسش میشود، اما در نهایت با بیوفایی و طرد شدن از سوی خانواده و جامعه مواجه میگردد.
خلاصه داستان: یک دختر ثروتمند و پرانرژی، مردی بیخانمان را به عنوان خدمتکار خانوادگی استخدام میکند، بیخبر از اینکه او گذشتهای مخفی و اصیل دارد. در میان آشفتگیها و طنزهای این خانواده عجیب، عشقی غیرمنتظره شکل میگیرد و این خدمتکار باهوش تلاش میکند تا خانواده را از فروپاشی مالی نجات دهد.
خلاصه داستان: جو ویلسون در راه ملاقات با نامزدش به اشتباه متهم به آدمربایی شده و در آتشسوزی زندان گرفتار میشود. در حالی که همه گمان میکنند او مرده است، جو جان سالم به در میبرد و با هویتی پنهان، نقشهای هولناک برای انتقام از مردم خشمگین شهر طراحی میکند.
خلاصه داستان: بارنی گلاسکو، کارگر جاهطلب جنگلداری در قرن نوزدهم، عشق زندگیاش را برای رسیدن به ثروت و قدرت رها میکند. سالها بعد، او که به یک غول صنعت چوب تبدیل شده، با دیدن دختر عشق سابقش که شباهت بینظیری به مادرش دارد، گرفتار عشقی سوزان و رقابتی خانوادگی با پسر خود میشود.
خلاصه داستان: دیزی، خلبان باسابقه، برای خوشگذرانی جای خود را به دوستش تکس میدهد، اما تکس در شرایط سخت جوی سقوط کرده و کشته میشود. دیزی که غرق در احساس گناه است، تصمیم میگیرد برای جبران اشتباهش یک پرواز آزمایشی و بسیار خطرناک را برای تست دستگاه ضد یخ جدید انجام دهد؛ پروازی که ممکن است به قیمت جانش تمام شود.
خلاصه داستان: کمیل، یک زن جوان در سن ۲۵ سال، در یک روز معمولی در شهر پاریس، تصمیم میگیرد که از رابطهاش با آرتور جدا شود. آرتور، شوهر کمیل، یک مرد سی و پنج ساله است که اخیراً به دلیل مشکلات مالی و فشارهای زندگی، به الکل و مواد مخدر روی آورده است. کمیل، که از این وضعیت ناراضی است و به دنبال یک زندگی بهتر برای خودش است، تصمیم میگیرد که از آرتور جدا شود و به دنبال آرامش و آزادی شخصی خود باشد. در طول روز، کمیل با چالشهای مختلفی مواجه میشود، از جمله تماسهای تلفنی با آرتور که سعی میکند او را قانع کند تا تصمیمش را برندارد، گرفتن وسایلش از خانه و احساس تنهایی و اضطراب در شهر بزرگ پاریس. در نهایت، کمیل با قدرت و ارادهای که در خودش مییابد، تصمیم میگیرد که به سمت آیندهای بهتر و آزادانهتر حرکت کند.