خلاصه داستان: اومیتسو، مادری تنها که برای تأمین زندگی پسرش در بار بندری کار میکند، با بازگشت ناگهانی همسرش به امید آغاز دوبارهای دل میبندد؛ اما فقر و درماندگی خانواده را در برابر انتخابهایی تلخ قرار میدهد.
خلاصه داستان: اینه، دختر بزرگ خانوادهای کشاورز و تنگدست، کرهاسبی را با مهر بزرگ میکند؛ اما وقتی دولت دستور فروش اسب به ارتش را میدهد، او برای جدا نشدن از یار محبوبش تلاش میکند.
خلاصه داستان: در روزگار جنگ جهانی دوم، گروهی از زنان جوان در کارخانهای برای تولید عدسیهای نظامی میکوشند سهمیهٔ تولید را افزایش دهند. آنها در مسیر انجام وظیفه با خستگی، بیماری و اندوههای شخصی روبهرو میشوند و میان وفاداری به کار و نیازهای زندگی دستوپنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان: مردی برای تهیه داروی دختر بیمارش دست به سرقت میزند و پس از بازگشت به خانه، همسرش و کارآگاهی که در تعقیب اوست تا صبح در انتظار بهبود کودک میمانند؛ شبی پرتنش که خانواده را میان عشق، عذاب وجدان و قانون قرار میدهد.
خلاصه داستان: ساینا، سوارکار مغولی که روزها از گلهاش نگهداری میکند و شبها برای گردشگران نمایش اسبسواری اجرا میکند، میان بدهیها و مسئولیتهای خانوادگی گرفتار میشود. او در دنیایی که بهسرعت تغییر میکند، باید تصمیم بگیرد برای بقا چه چیزهایی را فدا کند و با ناپدیدشدن شیوهٔ زندگی سنتیاش کنار بیاید.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی در آستانه جدایی، از دری مرموز به جزیره افسانهای ناکالی میرسند؛ جایی پر از موجودات اسطورهای که از قصههای خانوادههای فیلیپینیشان میشناسند. برای بازگشت به خانه، باید با هیولایی هولناک روبهرو شوند؛ اما بهای فرار، خاطرات دوستیشان است.
خلاصه داستان: در روزی بارانی، مهی مرموز از فاضلابهای رم برمیخیزد و هرکس آن را تنفس کند، با خشمها و خواستههای سرکوبشدهاش روبهرو میشود. در میان آشوب، خانوادهای داغدیده باید با گذشته و زخمهای پنهان خود مواجه شود.
خلاصه داستان: پس از غرقشدن کشتیشان در جنگ جهانی دوم، گروهی از ملوانان ژاپنی در جزیرهای دورافتاده گرفتار میشوند. سالها بیخبر از پایان جنگ، میانشان جدالی برای قدرت و جلب توجه تنها زن جزیره درمیگیرد؛ جدالی که آرامش و انسانیتشان را به آزمون میکشد.
خلاصه داستان: کِیچی اوکاجیما، استاد کِندو با ریشی نامتعارف و شیوهای سنتی، در یافتن کار و کنار آمدن با دختران امروزی به مشکل میخورد. وقتی هیروکو پیشنهاد میکند ریشش را بتراشد، ظاهر تازهاش مسیر زندگی و عشق را برای او تغییر میدهد.
خلاصه داستان: کیمیکو برای آشتیدادن پدر و مادرش به دیدار پدری میرود که سالها پیش خانواده را ترک کرده است. اما با دیدن زندگی تازه و همسر مهربان او، درمییابد که بازگشت به گذشته همیشه به خوشبختی نمیانجامد.