خلاصه داستان: مردی برای تهیه داروی دختر بیمارش دست به سرقت میزند و پس از بازگشت به خانه، همسرش و کارآگاهی که در تعقیب اوست تا صبح در انتظار بهبود کودک میمانند؛ شبی پرتنش که خانواده را میان عشق، عذاب وجدان و قانون قرار میدهد.
خلاصه داستان: در یک یکشنبه تابستانی در برلین، چهار جوان برای پیکنیک و تفریح کنار دریاچه گرد هم میآیند؛ میان شنا، موسیقی و قایقسواری، عشقها و دلخوریهایشان در جریان روزی ساده و دلنشین آشکار میشود.
خلاصه داستان: در واپسین ماههای جنگ جهانی اول، چهار سرباز آلمانی در جبهه فرانسه میان گلولای سنگرها، حملههای مرگبار و لحظههایی کوتاه از زندگی بیرون میدان نبرد گرفتارند. بازگشت یکی از آنها به خانه و فاجعههای جبهه، تصویری تلخ از ویرانی و بیرحمی جنگ میسازد.
خلاصه داستان: دو زندانی فراری برای نجات دوستشان استیو از دام باجگیریِ همکار سابق نامزدش، دست به کار میشوند؛ ماجرایی کمدی درباره رفاقت، دردسر و بازگشت به زندان.
خلاصه داستان: آلبر، آوازخوان خیابانیِ تهیدست پاریس، دلباختهٔ پولا میشود؛ اما رقیبش او را به جرمی ناکرده روانهٔ زندان میکند. در غیاب آلبر، پولا به دوست صمیمی او نزدیک میشود و بازگشت آلبر، دوستی و عشق را در برابر انتخابی تلخ قرار میدهد.
خلاصه داستان: جری پس از آنکه درمییابد همسرش تد به او خیانت کرده، در واکنشی تلافیجویانه با بهترین دوست او رابطه برقرار میکند و زندگی مشترکشان به طلاق میانجامد. سالها و رابطههای تازه میگذرند، اما آیا جری و تد میتوانند بر غرور و رنجشهایشان غلبه کنند و دوباره به یکدیگر برسند؟
خلاصه داستان: در میانه جنگ جهانی اول، خلبان جسور دیک کورتنی از فرماندهی که نیروهایش را به مأموریتهای مرگبار میفرستد انتقاد میکند؛ اما وقتی خود به فرماندهی اسکادران میرسد، درمییابد که هدایت یارانش به سوی خطر چه بهای سنگینی دارد.
خلاصه داستان: برک کولمن، پیشاهنگی سرسخت، کاروانی از مهاجران را در مسیر پرخطر اورگن راهنمایی میکند؛ سفری پر از کولاک، بیابان و حملههایی مرگبار. او در دل این مخاطرات، هم به دنبال انتقام از قاتلان دوستش است و هم دل به روث کامرون میبندد.
خلاصه داستان: کنتسی که در روز عروسی از نامزدش میگریزد، راهی مونتکارلو میشود تا بختش را در کازینو بیازماید. کنتی دلباخته برای نزدیکشدن به او خود را آرایشگر جا میزند و ماجرایی عاشقانه و موزیکال آغاز میشود.
خلاصه داستان: پس از غرقشدن یک زیردریایی آمریکایی، خدمه در اعماق دریا گرفتار میشوند و با کمبود اکسیژن، ناامیدی و مرگ دستوپنجه نرم میکنند. در میان تلاش برای نجات، افسر ارشد گروه باید با گذشتهاش روبهرو شود و برای نجات دیگران تصمیمی سرنوشتساز بگیرد.