خلاصه داستان: معلمی جوان در راه ترانسیلوانیا، با آزاد کردن بارون ماینستر از بندهای مادرش، ناخواسته نیرویی خونآشام را رها میکند. درحالیکه وحشت به روستا و مدرسه دخترانه نزدیک میشود، ون هلسینگ برای مقابله با بارون وارد ماجرا میشود.
خلاصه داستان: جاناتان هارکر در سفر به ترانسیلوانیا متوجه میشود میزبانش، کنت دراکولا، یک خونآشام ابدی است. با سفر دراکولا به انگلستان و تهدید جان مینا، همسر جاناتان، گروهی به رهبری پروفسور هلسینگ برای نابودی این موجود اهریمنی وارد نبردی تاریک و مرگبار میشوند.