خلاصه داستان: جاز، مرد ۴۰سالهای که بیدغدغه زندگی میکند، با خبر بارداری دختر ۲۱سالهاش روبهرو میشود؛ خبری که او را میان فرار از مسئولیت و پذیرش پدری قرار میدهد. او در مسیر نزدیکی با تیا، معنای تازهای از خانواده مییابد و برای حفظ آن تصمیمی بزرگ میگیرد.