خلاصه داستان: بارون سرگیو پس از کشف رازی تکاندهنده درباره نامزدش، زندگی پرزرقوبرق درباری را رها کرده و به راهبی گوشهنشین تبدیل میشود. اما او در مسیر زهد و معنویت، با وسوسههای نفسانی و کشمکشهای عمیق روحی روبرو شده و دست به گریزی عزلتنشینانه میزند.