خلاصه داستان: ساموئل، مردی تنها و سرگرمکار در جنوب فرانسه، ناگهان با تکلیف مراقبت از دختر سهماهورهاش گلوریا مواجه میشود که مادرش او را سپرده و ناپدید شده است. او به لندن میرود، شغل بدلکاری پیدا میکند و هشت سال گلوریا را تنها پرورش میدهد. وقتی مادر گلوریا بعد از سالها بازمیگردد و حق حضانت میطلبد، رابطهی پدر و دختر به چالش کشیده میشود تا رازی درباره هویت واقعی گلوریا آشکار میشود.