خلاصه داستان: جانی، مردی سرگردان و بدبین، پس از حادثهای در منچستر به لندن میگریزد و به دوستدختر سابقش پناه میبرد. او در پرسهزدنهای شبانهاش در خیابانهای تیره شهر، با افراد حاشیهای روبهرو شده و آنها را با رفتارها و صحبتهای پرخاشگرانهاش درگیر میکند. این درام تلخ، روایتی تکاندهنده از تنهایی، خشم و فروپاشی انسان مدرن است.