خلاصه داستان: لوکاس پس از نقلمکان به کلن برای تحصیل، در دنیای تاریک مواد مخدر غرق میشود. او پس از مصرف قارچهای روانگردان، صداهایی مرموز میشنود و به اسکیزوفرنی پارانوئید مبتلا میشود؛ بیماری موروثی که او را در جستجوی آرامش و روشنایی مطلق به سمت اقیانوس میکشاند.