خلاصه داستان: کللیا برای راهاندازی یک بوتیک به تورین بازمیگردد و پس از آشنایی با زنی که دست به خودکشی زده، وارد جمعی از دوستان ثروتمند او میشود؛ جایی که عشقهای پیچیده، حسادت و تنهایی، دوستیهایشان را به آزمون میگذارد.
خلاصه داستان: کابیریا، زنی خوشقلب و رؤیاپرداز در خیابانهای رم، پس از خیانتهای پیاپی همچنان در جستوجوی عشق و خوشبختی است. در جهانی بیرحم، امید سرسختانهاش بارها آزموده میشود، اما او از پا نمینشیند.
خلاصه داستان: در دل زمستانی سخت، دو نگهبان با خلقوخو و سنوسال متفاوت در پایگاهی دورافتاده میان کوههای آلپ تنها میمانند. وقتی کولاک ارتباطشان را با جهان قطع میکند، ناچارند به هم تکیه کنند و پیوندی انسانی شکل دهند.
خلاصه داستان: در تابستان ۱۹۴۳ ایتالیا، کارلوِ مرفه و بیخیال دلباختهٔ روبرتا، بیوهای جوان و مادر میشود؛ اما با فروپاشی حکومت فاشیستی و نزدیکشدن جنگ، رؤیای عاشقانهشان زیر هجوم واقعیتهای تلخ قرار میگیرد.
خلاصه داستان: در روستایی کوچک و فقیر در جنوب ایتالیا، سه جوان بیهدف روزهایشان را در خیابانگردی و خیالپردازی میگذرانند. وقتی آنتونیو فرصتی برای رفتن به رم پیدا میکند، درمییابد که دلکندن از زادگاه و عادتهایش آسان نیست.
خلاصه داستان: فرانچسکا، دختر نوجوانی در رم، پس از رؤیایی پرشور درباره معمارِ دوست خانوادگیشان، روزی را در پرسهزنی و تماشای عاشقان میگذراند و با کششها و تردیدهایش درباره عشق و بزرگشدن روبهرو میشود.
خلاصه داستان: پس از خودکشی برادر دوقلوی ثروتمند، بازیگری فرسوده به نام جووانی به زادگاهش بازمیگردد. در حالی که خانواده تلاش در پنهانکاری حقیقت دارند، ورود جووانی به رابطهای پیچیده با نامزد باردار برادرش، زندگی آنها را زیر سایه سنگین این تراژدی قرار میدهد.
خلاصه داستان: یک مرد بیخانمان و الکلی در پاریس، ۲۰۰ فرانک از ناشناسی دریافت میکند و قول میدهد آن را به کلیسا برگرداند؛ اما نبرد او با اعتیاد و بازیهای سرنوشت، پرداخت این بدهی معنوی را به مسیری دشوار و چالشبرانگیز تبدیل میکند.
خلاصه داستان: درام ایتالیایی «آینده زن است» داستان زن بارداری را روایت میکند که پس از آشنایی با یک زوج، به زندگی آنها وارد میشود. این حضور ناگهانی باعث ایجاد رابطهای پیچیده و عمیق میان آنها شده و نگاهی متفاوت به مفاهیم زنانگی، مادری و آینده روابط انسانی میاندازد.
خلاصه داستان: پائولو، پیانیست یک کلوپ شبانه، با زنی زیبا به نام فرانچسکا آشنا شده و رابطهای پرشور و وسواسگونه را در کلبهای ساحلی آغاز میکند. اما این اشتیاق شدید بهتدریج به جنونی تاریک و میل به تملک مطلق تبدیل میشود که مرزهای میان عشق، شهوت و نابودی را از بین میبرد.