خلاصه داستان: شن ژینیان و خواهرش پس از تولد دوباره، برای تغییر سرنوشت شوم گذشته خود تلاش میکنند. ژینیان به قصر فرستاده میشود و در آنجا با تکیه بر هوش و ذکاوت خود، نه تنها از دسیسههای تاریک دربار جان سالم به در میبرد، بلکه دل امپراتور نانگونگ شوانیو را ربوده و به عشقی عمیق دست مییابد.