خلاصه داستان: مردی برای نجات رستوران ورشکسته مادرش به زادگاهش بازمیگردد و در این مسیر، بار دیگر با عشق دوران دبیرستان خود روبرو میشود. آنها در حین تلاش برای احیای رستوران، سوءتفاهمهای گذشته را حل کرده و با التیام زخمهای قدیمی، شجاعت آغاز عشقی دوباره را پیدا میکنند.
خلاصه داستان: ماروین، کارآگاه تندخویی است که برای متلاشی کردن یک شبکه بزرگ مواد مخدر، به عنوان آشپز وارد یک رستوران مشکوک میشود. او در این مسیر با خینگ، یوتیوبر ماجراجو و نوه صاحب رستوران، همراه میشود تا با همکاری یکدیگر پرده از هویت واقعی رئیس مافیا بردارند.