خلاصه داستان: کاج، یک آشپز سابق و الکلی که روزهایش را بیهدف روی نیمکت پارک میگذراند، با بازگشت ناگهانی دختر و نوه خردسالش که از دست همسری خشمگین فرار کردهاند، روبرو میشود. این ملاقات غیرمنتظره حس مسئولیت و عشق پدری فراموششده را در او بیدار میکند، اما سایه سنگین گذشته و اعتیاد به راحتی دست از سر او برنمیدارد.