خلاصه داستان: یک قاتل افسانهای به نام «فابل» دستور میگیرد تا به مدت یک سال زندگی عادی داشته باشد و از کشتن خودداری کند. او با نام مستعار «آکیرا ساتو» به اوزاکا میرود تا طعم یک زندگی معمولی را بچشد، اما دنیای تبهکاران و قاتلان دیگر دست از سر او برنمیدارند.