خلاصه داستان: گروهی از دوستان صمیمی به زادگاه خود بازمیگردند تا آخرین روزهای زندگی دوستشان، سید، را که به سرطان مبتلا شده، به جشنی برای زندگی و رفاقت تبدیل کنند. سید از آنها میخواهد یادگاریهایی بیاورند تا در یک آتش بزرگ بسوزانند و روح او را جاودانه سازند؛ تصمیمی عمیق که پیوند میان آنها را در مواجهه با مرگ محک میزند.
خلاصه داستان: سوفی بیرنبام به عنوان نقش اصلی یک تئاتر موزیکال در مدرسه انتخاب میشود، اما درست در همین زمان، بیماری سرطان مادرش دوباره عود میکند. حالا او باید در میان تمرینهای سخت موسیقی، با چالشهای بزرگ خانوادگی و بحرانهای عاطفی دستوپنجه نرم کند.