خلاصه داستان: در مجارستانِ سال ۱۹۱۹، ایستوان، سرباز کمونیستِ فراری، در مزرعهای دورافتاده پناه میگیرد؛ اما با شدت گرفتن تعقیبوگریزها، رازهای تاریک ساکنان مزرعه او را میان سکوت، وفاداری و انتخابی مرگبار گرفتار میکند.
خلاصه داستان: در چکسلواکیِ دههٔ ۱۹۵۰، مردانی که «بورژوا» و نامطلوب شمرده شدهاند به کار اجباری در اوراقفروشی گماشته میشوند؛ آنجا، در میان فشار و پوچی، عشق و امید جوانه میزند. کمدی سیاهی انسانی دربارهٔ تلاش برای حفظ کرامت در سایهٔ سرکوب.
خلاصه داستان: پنج زندانی در طول یک مرخصی یکهفتهای فرصت مییابند تا به خانههای خود بازگردند، اما بازگشت به آغوش خانواده آنها را با سرکوبهای سیاسی، سنتهای سختگیرانه و چالشهای تلخ اجتماعی روبرو میکند. این آزادی موقت در نهایت به زنجیرهای از دردسرها و رنجهای ناخواسته تبدیل میشود.