خلاصه داستان: در شب کریسمس، قطاری حامل مسافرانی با آرزوها و دغدغههای مختلف در میان برفهای سنگین متوقف میشود. این مسافران که در راه رسیدن به خانوادههایشان در غرب اوکراین بودند، تصمیم میگیرند شامی مشترک در واگن رستوران برپا کنند؛ تصمیمی که آنها را به یک خانواده بزرگ تبدیل کرده و معجزاتی کوچک را برایشان رقم میزند.