خلاصه داستان: جاناتان هارکر برای معامله املاک به قلعه کنت دراکولا در ترانسیوانیا سفر میکند، اما دراکولا با دیدن تصویر همسر او، لوسی، شیفتهاش شده و طاعون و مرگ را با خود به شهر میآورد. لوسی برای نجات شهر دست به فداکاری میزند تا هیولا را در سپیدهدم نابود کند، غافل از آنکه سرنوشت تاریکتری در انتظار همسرش است.
خلاصه داستان: دو دانشجوی دختر بلیط رایگانی برای یک سینمای مرموز در برلین دریافت میکنند. با لمس یک ماسک عجیب، تماشاگران یکی پس از دیگری به هیولاهایی خونخوار تبدیل شده و در سالن محبوس میشوند؛ در حالی که اتفاقات روی پرده فیلم، دقیقاً وحشت جاری در سینما را بازآفرینی میکند.