خلاصه داستان: فردریک، مردی متأهل و راضی از زندگیاش در پاریس، با بازگشت کلویی به زندگیاش با وسوسهی رابطهای تازه روبهرو میشود. میان خیالپردازی و وفاداری، او باید با خواستهها و وجدانش کنار بیاید.
خلاصه داستان: در حالی که کارگردان فرّان میکوشد فیلمی را به پایان برساند، دردسرهای کاری و عاطفی بازیگران و گروه، تولید را بارها به آستانه فروپاشی میکشاند؛ روایتی گرم و شوخطبع از آشوب و جادوی فیلمسازی.