خلاصه داستان: شابان، جوان سادهدل روستایی، با رویای ثروتمند شدن به استانبول میآید اما خیلی زود فریب خورده و تمام پولش را از دست میدهد. او پس از آشنایی با یک بازرگان ثروتمند، عاشق یک دختر گلفروش نابینا میشود و تمام تلاش خود را میکند تا هزینه جراحی چشم او را تامین کند.