خلاصه داستان: پیتر گیبونز، برنامهنویسی که از کار اداری خستهکننده متنفر است، پس از یک جلسه هیپنوتراپی بیحسی خوشایندی مییابد و با دوستانش سامیرو و مایکل بولتن نقشه دزدیدن پول شرکت اینیتک را میکشد؛ اما برنامهشان به هم میریزد و فاجعهبارانهترین روزهای زندگیشان را رقم میزند.
خلاصه داستان: «استرومبرگ»، مدیر بیاخلاق و خودمحور یک شرکت بیمه، به همراه تیمش راهی جشن سالگرد شرکت میشود. اما با پخش شدن شایعه تعدیل نیرو و بستن شعبه، او برای نجات شغل خود ناخواسته رهبری اعتراضات کارکنان را بر عهده میگیرد و وارد مسیر غیرمنتظرهای میشود.