خلاصه داستان: جعفرخان پس از هشت سال زندگی در غرب به ایران بازمیگردد، اما رفتارهای فرنگیمآبانه او با فرهنگ سنتی خانوادهاش تضاد عمیقی ایجاد میکند. او که مأمور ساخت شهر جدید «جعفرآباد» شده، در مسیر آرمانخواهی اجتماعی خود با مقاومتهای محلی و درگیریهای خانوادگی شدیدی روبهرو میشود.