خلاصه داستان: صمد قالیچهای باستانی را به خانهٔ لیلا میفرستد، اما وقتی باستانشناسی برای دزدیدن آن سر میرسد، ماجرا به تعقیبوگریزی خندهدار و دردسرهای تازهای میانجامد.
خلاصه داستان: در روستایی کلاسی برای بزرگسالان بیسواد برپا میشود و صمد هم یکی از شاگردان آن است. وقتی سرکار استوار قاچاقچیای را به کلاس میفرستد تا همدستانش را به دام بیندازد، ماجرای فرار و تعقیب با دخالتهای بامزهٔ صمد به دردسری خندهدار تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در واپسین روزهای زندگی، شاهزاده احتجابِ بیمار و تنها در خاطرات خاندان قاجار فرومیرود؛ خاطراتی آکنده از خشونت، زوال و ستم. گذشتهای هولناک که مرز میان خاطره و واقعیت را درهم میشکند و شاهزاده را با میراث تاریک خانوادهاش روبهرو میسازد.
خلاصه داستان: پس از فروپاشی تمدن، آوارهای با پوشیدن لباس یک پستچی نامهرسانی را آغاز میکند و ناخواسته در دل مردم امید به بازسازی جامعه را زنده میکند. اما وقتی با فرماندهای ستمگر روبهرو میشود، باید برای آیندهای بهتر بجنگد.
خلاصه داستان: فیلم «دستفروش» روایتی سه اپیزودی و تلخ از رنج انسانها در پایینترین لایههای جامعه است. این اثر داستان پدر و مادری تهیدست که مجبور به رها کردن نوزادشان میشوند، جوانی گرفتار تنهایی و مادری در آستانه مرگ، و دستفروشی درگیر با باندهای تبهکار را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این جعلی از فیلمهای کونگ فو با صمد، پسر بینقص و مزاحم مزاحم شروع میشود که به خاطر شکایات متعدد روستاییان شکسته میشود. با دستبند به یک قاچاقچی خشن مواد مخدر، سرکار استوار او را به شهر می برد. آنها در خیابان توقف می کنند ...
خلاصه داستان: داستان چند دانشآموز بیمسئولیت است که رفتارهای نادرستشان در مدرسه آنها را وارد چالشهای اخلاقی بزرگی میکند. وقتی پنهانکاری یک نامه و دستکاری در دفترچه دوستشان اتفاق میافتد، احساس گناه و بیداری وجدان، آنها را به سمت درک مسئولیتپذیری و جبران اشتباهات هدایت میکند.
خلاصه داستان: احمد هشت ساله به اشتباه دفترچه یادداشت دوستش محمد را برداشته است. او می خواهد آن را پس بدهد وگرنه دوستش از مدرسه اخراج خواهد شد. پسر مصمم به دنبال خانه محمد در روستای همسایه است.
خلاصه داستان: داستان درباره دو دوست قدیمی است که پس از سالها جدایی دوباره با یکدیگر روبرو میشوند و حسرت فرصتهای ازدسترفته گذشته را میخورند. آنها در میان رویاهای قدیمی و واقعیتهای امروز، باید تصمیم بگیرند که آیا شانسی دوباره به ارتباط خود بدهند یا خیر. این درام عاطفی روایتی ملموس از تصمیمهای سرنوشتساز و گذر زمان است.
خلاصه داستان: حاجی، رزمندهای جنگزده، پس از بازگشت از جبهه با اختلال استرس پس از سانحه دستوپنجه نرم میکند و پزشکان برای بهبودش ازدواج را پیشنهاد میکنند. اما با کارشکنیهای پدر ثروتمند نامزدش و عدم سازگاری با جامعه، او در روز عروسی دچار بحران روحی شده و تصمیم میگیرد دوباره به جبهه برگردد.