خلاصه داستان: تومک پس از راندهشدن از قبیلهای خشن، در میان دایناسورها و خطرهای دوران ماقبل تاریخ با قبیلهای مهربانتر روبهرو میشود و دل به لوانا میبازد. عشق آنها در کشمکش میان دو قبیله، آزمونی برای بقا و همبستگی میشود.
خلاصه داستان: پس از فوران آتشفشان و مرگ رئیس قبیله، دو برادر برای بهدستآوردن رهبری و عشق دختری به نام نالا با یکدیگر رقابت میکنند. در دل سرزمینی خشن و ماقبل تاریخ، نبرد قدرت سرنوشت قبیله را رقم میزند.