خلاصه داستان: در مجارستانِ دوران سرکوب سیاسی، لوکا برای آرامکردن مادرشوهر بیمارش وانمود میکند همسر زندانیاش در آمریکا زندگی موفقی دارد و نامههایی خیالی برای او میسازد. میان دروغهای مهربانانه، انتظار و دلتنگی، پیوندی عمیق میان دو زن شکل میگیرد.
خلاصه داستان: جولیا، دختر نوجوانی که پدرش را در پاکسازیهای استالینی از دست داده، به مجارستان بازمیگردد تا با عمه کمونیست و سختگیرش زندگی کند. او در میان آشوبهای سیاسی دهههای ۴۰ و ۵۰ میلادی، مسیر استقلال خود را پیدا کرده و علیه سلطهگریهای عمهاش دست به شورش میزند.
خلاصه داستان: یک بالرین جوان آمریکایی وارد یک آکادمی معتبر باله در مجارستان میشود و به سرعت مجذوب و غرق در دنیای نمایش «دریاچه قو» چایکوفسکی میگردد. این هنرنمایی روح و شخصیت او را دستخوش تغییراتی عمیق میکند، در حالی که جوانی عاشق در این مسیر پرفراز و نشیب همراه اوست.