خلاصه داستان: پیتر، نوجوانی کمحرف و دستوپاچلفتی، در نخستین شغلش نگهبان فروشگاه میشود اما در برخورد با دزدان احتمالی نمیداند چه واکنشی نشان دهد. در میان دلمشغولیهای عاشقانه و نصیحتهای پدر، او با سردرگمیهای ورود به بزرگسالی دستوپنجه نرم میکند.
خلاصه داستان: در چکسلواکیِ دههٔ ۱۹۵۰، مردانی که «بورژوا» و نامطلوب شمرده شدهاند به کار اجباری در اوراقفروشی گماشته میشوند؛ آنجا، در میان فشار و پوچی، عشق و امید جوانه میزند. کمدی سیاهی انسانی دربارهٔ تلاش برای حفظ کرامت در سایهٔ سرکوب.