خلاصه داستان: پیتر گیبونز، برنامهنویسی که از کار اداری خستهکننده متنفر است، پس از یک جلسه هیپنوتراپی بیحسی خوشایندی مییابد و با دوستانش سامیرو و مایکل بولتن نقشه دزدیدن پول شرکت اینیتک را میکشد؛ اما برنامهشان به هم میریزد و فاجعهبارانهترین روزهای زندگیشان را رقم میزند.