خلاصه داستان: داستان درباره نواب، نویسندهای گرفتار در بنبست فکری است که با ورود میناکسی، زنی مرموز و الهامبخش، جانی تازه میگیرد. میناکسی او را به سفری خیالی در سه شهر حیدرآباد، جیسالمیر و پراگ میبرد؛ اما این رابطه پیچیده، نواب را با چالشهای عمیق خلاقیت و خودشناسی روبهرو میکند.