خلاصه داستان: صمد قالیچهای باستانی را به خانهٔ لیلا میفرستد، اما وقتی باستانشناسی برای دزدیدن آن سر میرسد، ماجرا به تعقیبوگریزی خندهدار و دردسرهای تازهای میانجامد.
خلاصه داستان: در روستایی کلاسی برای بزرگسالان بیسواد برپا میشود و صمد هم یکی از شاگردان آن است. وقتی سرکار استوار قاچاقچیای را به کلاس میفرستد تا همدستانش را به دام بیندازد، ماجرای فرار و تعقیب با دخالتهای بامزهٔ صمد به دردسری خندهدار تبدیل میشود.
خلاصه داستان: جعفرخان پس از هشت سال زندگی در غرب به ایران بازمیگردد، اما رفتارهای فرنگیمآبانه او با فرهنگ سنتی خانوادهاش تضاد عمیقی ایجاد میکند. او که مأمور ساخت شهر جدید «جعفرآباد» شده، در مسیر آرمانخواهی اجتماعی خود با مقاومتهای محلی و درگیریهای خانوادگی شدیدی روبهرو میشود.
خلاصه داستان: داستان دو برادر دوقلوی بههمچسبیده به نامهای شهرام و بهرام است که با وجود پیوند جسمانی، از نظر عقاید و سبک زندگی کاملاً با یکدیگر تضاد دارند. این تفاوتهای فاحش و تلاش آنها برای مدیریت زندگی مشترکشان، موقعیتهای کمدی و دردسرهای خندهداری را رقم میزند.