خلاصه داستان: کانهایا برای ازدواج با دختر مورد علاقهاش باید خانوادهاش را به پدر سختگیر او معرفی کند. اما از آنجایی که خانوادهای ندارد، از دوستان صمیمیاش که بازیگران فیلمهای بزرگسالان هستند میخواهد نقش یک خانواده سنتی را بازی کنند؛ تصمیمی که منجر به هرجومرج و موقعیتهای بسیار خندهداری میشود.
خلاصه داستان: جک، دانشجوی بیمسئولیتی که در آستانه اخراج از دانشگاه است، برای نجات خود مدیریت یک کارواش در لاسوگاس را بر عهده میگیرد. او با کمک دوستانش این کسبوکار را به یک کارواش با حضور دختران بیکینیپوش تبدیل میکند، اما به زودی با دردسرهای بزرگی از سوی مافیا و نامزدش روبهرو میشود.