خلاصه داستان: "The Following Events Are Based on a Pack of Lies" داستان یک نویسنده جوان و پرتوان به نام مین-هو است که با انتشار رمانی دراماتیک، به یک ستاره صعودی در دنیای ادبی تبدیل میشود. رمان او، که بر اساس "رویدادهای واقعی" ادعای میکند، سریعاً مورد توجه گسترده قرار میگیرد اما همین موضوع آغازگر بحرانی بزرگ میشود.
وقتی مشخص میشود که بیشتر داستانها ساختگی یا از زندگی دیگران سرقت شدهاند، فشار رسانهای و عمومی بر او دوبرابر میشود. مین-هو مجبور میشود در پی دفاع از خود، به گذشتهاش سفر کند و علت واقعی الهام از آن رویدادها را کشف کند. در این مسیر، حقایقی تاریک و پنهان شده از گذشته خانوادگی و دوستان قدیمیاش آشکار میشوند.
این سریال با لحنی مرموز، تلفیقی از درام روانی و تنس اجتماعی است که تمامیت حقیقت، اخلاق هنرمندانه و قدرت داستانگویی را زیر سوال میبرد.
خلاصه داستان: «در کشوری دیگر» فیلمی کرهای به کارگردانی هونگ سانگسو است که سه داستان کوتاه رو در یه شهر ساحلی به نام موهانگ روایت میکنه. هر داستان درباره زنی به اسم آنه (با بازی ایزابل هوپر)، یه فرانسوی با پیشینههای مختلف (کارگردان، زن متاهل، زن مطلقه)ه که به کره میره و با آدمای محلی، از جمله یه نگهبان ساحل مهربون و یه راهب بودایی، تعامل میکنه. داستانها با تمهای عشق، سوءتفاهم فرهنگی و جستوجوی ارتباط بافته شدن و از یه دفترچه یادداشت خیالی که یه دختر جوون نوشته الهام گرفتن. فیلم پر از کمدی ملایم، دیالوگهای فیالبداهه و تأملات فلسفیه که قصهای شاعرانه درباره هویت و روابط رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: «گربه خیالی» یه مینیسریال کرهای رمانتیک و کمدیه که داستان هیون جونگهیون، نویسنده وبتون سرسخت و خودمحور رو دنبال میکنه که رویای موفقیت تو کارشو داره. اون که بهخاطر شخصیت بستهش با آدما سخت ارتباط برقرار میکنه، تو یه روز بارونی با یه گربه ولگرد به اسم بوگگیل آشنا میشه و میبرتش خونه. بوگگیل، که صداشو هان یهری دوبله کرده، تبدیل به تنها دوست و همدم جونگهیون میشه. اوه ناوو، دانشجوی عکاسی که تو کافه کار میکنه، از رابطه این دو کنجکاو میشه و کمکم به جونگهیون نزدیکتر میشه. سریال پر از لحظههای شیرین، خندهدار و احساسیه که قصهای دلچسب درباره دوستی، شفا و عشق به حیوانات رو تعریف میکنه، هرچند پایانش غمانگیزه.
خلاصه داستان: «ایلانگ: تیپ گرگ» یه فیلم اکشن علمی-تخیلی کرهایه که تو سال ۲۰۲۹ جریان داره، جایی که کره شمالی و جنوبی تصمیم به اتحاد دارن. این تصمیم باعث ناآرامیهای اجتماعی و ظهور گروههای تروریستی مثل «سکت» میشه. دولت یه واحد ویژه به اسم «تیپ گرگ» با سربازای زرهپوش و آموزشدیده تشکیل میده تا با تهدیدات مقابله کنه. ایم جو-کیونگ، یکی از بهترین مامورای تیپ گرگ، با ماموریت سرکوب «سکت» درگیر میشه، اما وقتی با لی یونهی، دختری مرموز با ارتباطاتی به گروه تروریستی، آشنا میشه، وفاداریش به چالش کشیده میشه. فیلم پر از اکشن نفسگیر، معما و درام سیاسیه که قصهای درباره وفاداری، خیانت و انسانیت تو یه دنیای دیستوپیایی رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: «ایل ماره» یه فیلم رمانتیک فانتزی کرهایه که داستان عشق بین دو نفر رو روایت میکنه که تو زمانهای مختلف زندگی میکنن. سونگهیون، یه معمار تو سال ۱۹۹۷، تو خونهای کنار دریا به اسم «ایل ماره» زندگی میکنه. اون یه نامه تو صندوق پستی خونه میذاره و اونجو، یه دوبلور تو سال ۱۹۹۹، جوابشو میده. این دو از طریق صندوق پستی جادویی که نامههاشونو بین زمانها جابهجا میکنه، با هم ارتباط برقرار میکنن و کمکم عاشق هم میشن. اما فاصله زمانی و سرنوشت، عشقشونو به چالش میکشه. فیلم پر از عاشقانه، احساس و معماست که قصهای لطیف درباره عشق و زمان رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: «اگه برام آرزو کنی» داستان یون گیو-ره، یه جوون یتیم با گذشتهای پر از سختی و زندان، رو دنبال میکنه که حالا تو یه آسایشگاه برای بیماران لاعلاج کار میکنه. اون به تیم «جنی»، گروهی که آرزوهای آخر بیماران رو برآورده میکنه، ملحق میشه و با سئو یئونجو، پرستار مهربون و سختکوش، آشنا میشه. در حالی که گیو-ره با بیمارانی مثل یه مادر سرطانی و یه ورزشکار در حال مرگ کار میکنه، کمکم از پوسته خودش بیرون میاد و معنای زندگی و عشق رو پیدا میکنه. سریال پر از درام احساسی، عاشقانه و لحظههای دلچسبه که قصهای الهامبخش درباره امید و شفا رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: «آیدل: کودتا» داستان گروه کیپاپ شکستخورده «کاتن کندی» رو دنبال میکنه که برای جلوگیری از انحلال، به یه موفقیت بزرگ نیاز دارن. جنّا، رهبر گروه، به همراه هیونجی، استلا، اِل و چهآ، با مشکلات شرکت سرگرمی استارپیس، رقابت با گروه پسرونه موفق مارس، و چالشهای شخصی مثل گذشته تاریک استلا و مشکلات خانوادگی هیونجی روبهرو میشن. اونا با وجود بدشانسیهای مداوم، به دوستی و رویاهاشون چنگ میزنن. سریال پر از درام، موسیقی و لحظههای احساسیه که قصهای واقعی درباره سختیهای صنعت کیپاپ، دوستی و شجاعت رو تعریف میکنه. پایان تلخ و شیرین و غیرمنتظرهست.
خلاصه داستان: «کاش یه همسر داشتم» یه فیلم کرهای رمانتیک و کمدیه که داستان کیم بونگسو، کارمند بانک ۳۰ سالهای رو دنبال میکنه که زندگی ساده و یکنواختی داره. اون که از تنهایی خسته شده، رویای پیدا کردن عشق واقعی و تشکیل خانواده رو داره. وقتی با دو زن، یونهه، همکار شاد و سرزندهش، و سوکمی، دختری مرموز و غمگین که تو یه کافیشاپ کار میکنه، آشنا میشه، زندگیش پیچیدهتر میشه. بونگسو بین احساساتش به این دو زن گیر میافته و باید بفهمه عشق واقعی براش چی معنی داره. فیلم پر از لحظههای خندهدار، احساسی و تأملبرانگیزه که قصهای لطیف درباره عشق و انتخاب رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: «من شیطان را دیدم» یه فیلم هیجانی و اکشن کرهایه که داستان کیم سو-هیون، مامور مخفی سرویس اطلاعات ملی رو دنبال میکنه. وقتی نامزدش جو-یون به دست قاتل زنجیرهای وحشی، جانگ کیونگچول، به قتل میرسه، سو-هیون قسم میخوره انتقام بگیره. به جای کشتن سریع کیونگچول، سو-هیون اونو شکار میکنه، شکنجه میده و آزادش میکنه تا بارها و بارها بگیرتش. این بازی گربه و موش پر از خشونت، سو-هیون رو به تاریکی کیونگچول میکشونه و مرز بین خیر و شر محو میشه. فیلم پر از صحنههای خشن، معما و درام روانشناختیه که قصهای تاریک درباره انتقام و سقوط اخلاقی رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: لی یونسئو، یه کارمند قراردادی تو شرکت بونجور، از رئیس بداخلاقش، آقای نام، که اشتباهاتشو گردن اون میندازه و رفتار ناشایستی داره، خسته شده. یه شب تو مهمونی شرکت، یونسئو عصبانیش میشه و تو کوچه به اشتباه به جای نام، به کانگ جونهیوک، سوپراستار معروف کیپاپ، حمله میکنه و بیهوشش میکنه. فکر میکنه جونهیوک مرده و برای فرار از اتهام قتل، اونو به خونهش میبره. اما جونهیوک زندهست و فکر میکنه یونسئو یه روانیه که ربایش کرده. یونسئو مجبور میشه جونهیوک رو گروگان نگه داره تا به پلیس لو نده. تو این مدت، با سوءتفاهمها و موقعیتهای خندهدار، رابطهای پر از کشمکش و کمدی بینشون شکل میگیره. سریال پر از طنز سیاه، عاشقانه و موقعیتهای مضحکه که قصهای غیرعادی درباره اعتماد و عشق رو تعریف میکنه.