خلاصه داستان: وقتی ژانگ دودو از طرف نامزدش مورد خیانت قرار میگیره خیلی تصادفی مورد حمایت و حفاظت بازیگر معروف شینگ ان چن قرار میگیره و کم کم علاقه ای بینشون شکل میگیره ان چن حاضره برای بدست آوردن عشقش از شهرت و کارش بگذره اما دو دو او رو میذاره و میره باید دید عاقبت این عشق به کجا میرسه
خلاصه داستان: داستان درمورد دختریه که تو زمان امپراتور مینگ شی بهوش میاد و به خاطر قرصی که میخوره ذکاوت بالایی پیدا میکنه حالا باید از پدر سرورش تا نامادری بدجنسش رو به زمان خودشون برگردونه،درحالیکه باید عشق عزیزش شاهزاده جون ژی چن رو هم پیدا کنه
خلاصه داستان: لین یانگ 31 ساله در کارش موفق است ولی یک زندگی کسل کننده دارد. لو ژنگ 24 ساله نیز که قبلا همسایه لینگ یانگ بوده پس از تحصیل از خارج برگشته است. لو ژنگ بسیار تلاش میکند تا وازد زندگی لین یانگ شود ولی لین یانگ مدام به خودش یادآوردی میکند که لو ژنگ از او کوچگتر است اما …
خلاصه داستان: داستان درباره دختری به نام Mi Xiao Qi است که در دنیای ابر زندگی می کند. پس از اینکه او به طور تصادفی کیسه ای را باز می کند که توسط Winmortal اهدا شده است، او به پادشاهی Bei Yue قاره Kun Peng سفر می کند و تبدیل به یک گربه چاق بزرگ می شود.
خلاصه داستان: وو یو ارشد رشته ریاضیه و تان جیائو نویسنده رمان های معماییه این دونفر تو یه کشتی تفریحی عاشق هم میشن اما بعد از اینکه سفرشون تمام میشه یکیشون چند روز رو فراموش میکنه و اون یکی یک سال و نیم از خاطراتشو از دست میده
خلاصه داستان: روزی که چن شی از دوست پسرش جدا میشه خیلی تصادفی با آئوچن ،خدای آینده دریا برخورد میکنه و این میشه شروع آشناییشون وکم کم عاشق همدیگه میشن و آئوچن تصمیم میگیره چن شی رو به عنوان همسر آینده اش انتخاب کنه اما سرنوشت امتحانی رو برای این دو درنظر داره
خلاصه داستان: سریال چینی سرنوشت عزیز من (My Dear Destiny) داستان دختری جوان را روایت میکند که درگیر اتفاقاتی غیرمنتظره میشود و مسیر زندگیاش با ورود به دنیایی متفاوت تغییر میکند. او در این مسیر با شخصیتی روبهرو میشود که حضورش تأثیر زیادی بر سرنوشت و تصمیمهای آینده او دارد.
این سریال با ترکیب عاشقانه، درام، فانتزی و فضای تاریخی، داستانی درباره عشق، سرنوشت و رویارویی با اتفاقاتی غیرقابل پیشبینی را روایت میکند؛ جایی که رابطه میان شخصیتهای اصلی بهتدریج شکل گرفته و آنها را با چالشهای تازهای مواجه میکند.
خلاصه داستان: داستان در سلسله سونگ شمالی رخ میده وقتی یه ارباب جوون برای کشف حقیقت مرگ پدرش به چیان تانگ میاد و اونجا با بانوی جونی که نگران دادن خراج مجردهاست برخورد میکنه و این دو برای رسیدن به اهدافشون تصمیم میگیرن به صورت قراردادی باهم وصلت کنن و برای معاشرت بیشتر با اهالی چیان تانگ یه غذاخوری باز میکنن
خلاصه داستان: درباره یه خاستگار باهوش و دمدمی مزاج و یه جاودانه هزار سالست که از بهشت فرود اومده و باید تجربه زیادی در کنترل امور فانیان تحت مراقبت خود داشته باشه و جای نامزدشو میگیره با همکاری یکدیگه برای رسیدن به یه هدف مشترک، کم کم میفهمن که بهم حس دارن و احساسات همو درک میکنن، اما واقعاً یک انسان و یک جاودانه می تونن سرنوشت هم باشن؟
خلاصه داستان: بعد از اتمام جنگ بین دو کشور سو و نینگ ، قرار ازدواجی اجباری بین شاهدخت نینگ و پسر ژنرال ارتش سو گذاشته میشه درصورتی که پسر ژنرال سو عاشق دختر دیگری است و این دو در تلاش برای لغو ازدواج اجباری هستند که در شب عروسی حادثه ی عجیب و مرموزی رخ میدهد