خلاصه داستان: یه وبلاگ نویس وقتی که درباره حقیقت پشت پرده یه خانواده قدرتمند تحقیق میکرده با یه مدیرعامل آشنا میشه و وارد دنیای سرد و خشکش میشه و این برخورد ها کم کم تبدیل به یه عشق ممنوعه میشن
خلاصه داستان: [زنی دلسوز با همراهی آگاهانه، شوهر بیرؤیایش را به انسانی مسئول و موفق تبدیل میکند. در مسیر، هر دو با چالشهای زندگی روبهرو میشوند و در پشت سرگذاشتن نکات سخت، عشقشان با هر همراهیی محکمتر میشود. این داستان نشان میدهد که عشق
خلاصه داستان: جی گون، راهب سرگردان و دیوانهٔ معروف، در این داستان با اژدهایی شیطانی روبرو میشود که تهدیدِ جهانِ فانی است؛ در همین حال، عشقِ قدیمی و پیوندهای درونیاش او را به چالش میکشند. با حکمتِ بینظیر و کنیزیِ خود، سعی میکند همِ اژدها را فروماید و همِ دلش را آرام کند.
خلاصه داستان: دزد جیببری خیابانی در فِنیانگ با تغییرات اجتماعی و سرمایهداری رودرروست. عاشق میشود، میزبان کاراوکه میشود اما گذشته تعقیبش میکند. سرانجام دستگیریاش سرنوشتی تلخ از زندگی محکومی است.
خلاصه داستان: داستان پدری فداکار و کارگر در یک کارخانه فولاد که برای حفظ حضانت دخترش و جلوگیری از رفتن او با همسر سابقش، تصمیم میگیرد با کمک دوستانش و با استفاده از ضایعات آهن، یک پیانوی واقعی بسازد؛ تلاشی پر از عشق، همدلی و خلق زیبایی از دل ویرانهها.
خلاصه داستان: پس از سالها، بازگشت ناگهانی یک عشق قدیمی به خانهای ویران در شهری کوچک، زندگی یکنواخت یک زوج متأهل را دستخوش طوفانی از احساسات عمیق میکند. این شاهکار کلاسیک سینمای چین، روایتی غمانگیز و شاعرانه از عشق، وفاداری و حسرتهای گذشته است.
خلاصه داستان: کییوان، دختر قصابی که وارث واقعی یک عمارت باشکوه است، پس از سالها تحقیر و توطئه توسط وارث جعلی، به محافظ مخفی شاهزاده جینگ تبدیل شده و عاشق او میشود. اما پس از کشته شدن در شب عروسی، او فرصتی دوباره برای زندگی مییابد و اینبار با تولدی دوباره، برای انتقام و بازپسگیری سرنوشت خود برمیخیزد.
خلاصه داستان: در شانگهای پرآشوب دهه ۱۹۳۰، یک نقاش نابغه و یک حسابدار بانک برای نجات یک تابلوی نقاشی ملی و ارزشمند با یکدیگر متحد میشوند. آنها با استفاده از مهارتهای جعل هنری و طراحی نقشهای پیچیده، در میان توطئههای مالی و دسیسههای قدرت تلاش میکنند تا مانع خروج این میراث فرهنگی از کشور شوند.
خلاصه داستان: شن ژینیان و خواهرش پس از تولد دوباره، برای تغییر سرنوشت شوم گذشته خود تلاش میکنند. ژینیان به قصر فرستاده میشود و در آنجا با تکیه بر هوش و ذکاوت خود، نه تنها از دسیسههای تاریک دربار جان سالم به در میبرد، بلکه دل امپراتور نانگونگ شوانیو را ربوده و به عشقی عمیق دست مییابد.
خلاصه داستان: شاهدخت ژائویانگ برای سرنگونی خاندانی فاسد در دربار سلطنتی نقشهای جسورانه میکشد. در این مسیر، او با «شن شیائو» مواجه میشود؛ محققی باهوش که به دنبال کشف حقیقت پشت پرده مرگ مرموز پدرش است و این دو در راهی پر از توطئه و انتقام همپیمان میشوند.