خلاصه داستان: "مبارز سرنوشت" داستان چن چانگشنگ، یه یتیم که توی رودخونه رها شده و توسط یه راهب تائوئیست پیدا شده، رو روایت میکنه. چانگشنگ که در واقع چهارمین شاهزاده خاندان سلطنتی چنست، به یه بیماری لاعلاج مبتلاست که نمیذاره بیشتر از ۲۰ سال عمر کنه. برای پیدا کردن راه درمان، معبد تائوئیستش رو ترک میکنه و با یه طومار نامزدی که داره، به پایتخت میره تا توی یه آکادمی معروف درس بخونه. اونجا با شو یورونگ، دختری که از بچگی بهش قول ازدواج داده شده، و بای لوئو هنگ، یه پرنسس از قبیله هیولاها، آشنا میشه. چانگشنگ همراه با دوستای جدیدش، مثل تانگ سیوشش، یه نابغه انسانی، و شوآنیوان پو، یه جنگجوی هیولا، توی آزمون بزرگ "داچائو" شرکت میکنه تا به سنگ مقدس برسه که میگن میتونه سرنوشتش رو عوض کنه. سریال که از رمان "Ze Tian Ji" نوشته مائو نی اقتباس شده، پر از اکشن، ماجراجویی، فانتزی و یه کم عاشقانه عمیقه که با معماهای باستانی، جلوههای ویژه CGI و داستان پیچیدهای از نبرد بین انسانها، شیاطین و هیولاها، بیننده رو غرق خودش میکنه. هرچند بعضیها میگن نسبت به رمان و انیمیشن، سریال بعضی بخشهای مهم رو حذف کرده و داستان گاهی گنگ میشه.
خلاصه داستان: سریال "سرنوشت" داستان شیا رانران رو روایت میکنه، یه دختر ثروتمند و باهوش از شرکت شیا که توی دوران دبیرستان عاشق لین شیانگآن بوده، ولی شیانگآن فقط چشمش دنبال سو مو، دوست رانران، بوده که یه "نیلوفر سفید" به نظر میاومد. پنج سال بعد، رانران که حالا توی انگلیس زندگی پرهرجومرجی داشته و نامزد شائو مینگژه، وارث یه شرکت بزرگه، به چین برمیگرده. اونجا میفهمه سو مو، که هنوز مینگژه رو دوست داره، حالا نامزد شیانگآنه. وقتی این چهار نفر دوباره باهم روبهرو میشن، زندگیشون پر از پیچشهای عاطفی میشه. چن لو، دستیار پدر رانران، هم وارد ماجرا میشه و میگه عاشق رانرانه. داستان با خیانت، انتقام و عشقهای قدیمی پیش میره و رانران باید بفهمه قلبش واقعاً کجاست. این سریال که از رمان "فقط برای دیدنت" نوشته شیان چنگ اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، سوءتفاهمه و یه پایان غافلگیرکنندهست که بعضیها میگن بهخاطر لایههای روانشناختی و اشاره به افسردگی و PTSD رانران، خیلی عمیقه، ولی بعضیها هم از ریتم کند و داستان صابونی انتقاد کردن.
خلاصه داستان: "شمشیر اول وودانگ" داستان گنگ یو-جینگ، یه شاگرد جوان تائوئیست از کوه وودانگ، رو روایت میکنه که توی اواخر سلسله مینگ، وقتی کشور از داخل و خارج با دشمنا روبهروئه، میفهمه مرگ والدین واقعیش به یه توطئه توی دنیای رزمی ربط داره. اون به زادگاهش توی مرزهای شمالشرقی چین سفر میکنه تا حقیقت رو پیدا کنه و توی این مسیر با دوستیهای گرم، عشق و البته غم و دشمنی روبهرو میشه. یو-جینگ همراه با دونگفانگ لیانگ و ژنگ چیائو-ئر، رازهای تاریک گذشته رو باز میکنه و با نورهاچی، جنگسالار جاهطلب، مقابله میکنه که نقشه فتح سرزمینهای مرکزی رو داره. این ماجراها اونو به افسانهای به اسم "شمشیر اول وودانگ" تبدیل میکنه. این سریال که از رمان "وودانگ یی جیان" نوشته لیانگ یوشنگ اقتباس شده و آخرین اثر این نویسنده پیشگام ووشیای مدرن قبل از بازنشستگیه، پر از اکشن رزمی، عاشقانه و درام تاریخیه، هرچند بعضی بینندهها از کند شدن داستان بعد از چند قسمت اول و بازی معمولی بازیگرای اصلی انتقاد کردن.
خلاصه داستان: "پنج پادشاه دزد" داستان هُو شیاو-شیه، یه یتیم خیابونی توی دوره آشوب جنگسالارای اوایل جمهوری چین، رو روایت میکنه که ناخواسته وارد دنیای پرهرجومرج جویندگان گنج میشه. وقتی یه مهره یشمی مرموز که شایعه شده سرنخهایی درباره "پنج پادشاه مقدس" و گنجی افسانهای داره، توی江湖 (جهان رزمی) پیداش میشه، هُو برای محافظت از کسایی که دوستشون داره، با خطرای جونفرسا روبهرو میشه. اون با شوی یائو-ئر، یه دزد باهوش، آشنا میشه و این دو توی ماجرای پرپیچوخم گنجیابی عاشق هم میشن. انقلابیون و دانشجوهای پیشرو برای حفظ گنجهای ملی با انجمن اژدهای سیاه ژاپن و ژانگ سیهیه، یه جنگسالار مرتجع، میجنگن. خانوادههای پنج عنصر، نگهبانای قدیمی این گنج، هم به میدان میان و هُو کمکم با زیرکی و شجاعتش، قدرتهای مخفی خودش رو باز میکنه تا به یه نیروی انقلابی تبدیل بشه. این سریال که از رمان "Wu Da Zei Wang" نوشته ژانگ هایفان اقتباس شده، پر از اکشن، رزمی، فانتزی و ماجراجوییه که با طنز و عاشقانههای نوستالژیک، حس سریالای قدیمی ووشیای هنگکنگی رو زنده میکنه، هرچند پایانش یه کم شتابزدهست.[](https://www.imdb.com/title/tt14095852/)[](https://mydramalist.com/73597-wu-da-zei-wang)
خلاصه داستان: "شب ابدی" داستان نینگ چه رو روایت میکنه، یه پسر جوون که بعد از قتلعام خانوادش توسط یه ژنرال بیرحم، تنها بازمانده میشه. اون با هوش و مهارتش توی طبیعت زنده میمونه و با یه دختر بچه که از توی یه توده جنازه پیدا کرده و اسمش رو به خاطر یه خال برگمانند روی پاش، سنگسنگ (به معنی توت) گذاشته، بزرگ میشه. این دو که از اون روز جدا نشدنی شدن، راهشون به پایتخت امپراتوری تانگ میرسه. نینگ چه توی آکادمی رزمی عضو میشه و میفهمه سنگسنگ، تجسم دوباره یونگیهست، یه موجود افسانهای که گفته شده با اومدنش، دنیا رو به هرجومرج میبره. وقتی نیروهای شرور سعی میکنن قدرت مرموز سنگسنگ رو تصاحب کنن، نینگ چه باید همهچیز رو به خطر بندازه تا ازش محافظت کنه و انتقام خانوادش رو بگیره. این سریال که از رمان "جیانگ یه" نوشته مائو نی اقتباس شده، پر از ماجرا، فانتزی و رزمه.
خلاصه داستان: "منو فراموش نکن" داستان سوک-وون رو روایت میکنه، یه وکیل که بعد از یه تصادف شدید، ۱۰ سال از خاطراتش رو از دست میده. با اینکه خانواده، دوستا و حتی هویت خودش براش گنگ شده، سعی میکنه با تکیه بر چیزایی که یادش میاد، زندگیش رو دوباره بسازه. توی یه کلینیک روانپزشکی با جین-یونگ آشنا میشه، زنی مرموز که انگار چیزی از گذشتهش میدونه. هر چی بیشتر دنبال حقیقت میگرده، رازهای عجیبتری از زندگی گمشدهش پیدا میکنه. این فیلم یه عاشقانه غیرمعموله که با معما و احساس عمیق قاطی شده و آروم آروم لایههای داستان رو باز میکنه.
خلاصه داستان: «شاهزاده پارسی: تاج گمشده مجموعهای از میانپردههای داستانی بازی ویدیویی «Prince of Persia: The Lost Crown» است که در ژانویه ۲۰۲۴ توسط یوبیسافت منتشر شد. این بازی یک اکشن-ماجراجویی است که داستان سارگون، جنگجویی در ایران باستان، را دنبال میکند که برای نجات شاهزاده غسان وارد ماجراجویی در کوه قاف میشود. میانپردهها داستانی فانتزی با موضوعات شجاعت، خیانت و اسطورهشناسی را روایت میکنند. از آنجا که این یک بازی ویدیویی است، اطلاعات سینمایی ارائه نشده است.
خلاصه داستان: داستان درباره یه جاسوس افسانهای کرهای به نام داچیماوا لی است که توی دوران اشغال ژاپنیها ماموریت داره یه مجسمه بودای طلایی رو پیدا کنه که اطلاعات مهم جاسوسای کرهای توش مخفیه. ماموریتش با شکست روبهرو میشه، همکار sexyش رو از دست میده و خودش amnesia میگیره. یه دختر عجیب توی بیابون بهش کمک میکنه تا حافظهاش برگرده و با یه سلاح جدید آماده انتقام بشه. آخرش میفهمه که این شکست یه توطئه داخلی بوده و باید توی کوههای برفی سوییس با دشمن اصلی روبهرو بشه. این فیلم پر از طنز، اکشن و گجتهای عجیبه که حال و هوای جیمز باند و آستین پاورز رو داره.
خلاصه داستان: "بانوی دربار" داستان شنگ چو مو رو روایت میکنه، پسر یکی از ستونهای بنیانگذار امپراتوری تانگ، که زندگی بیهدف و تنبلی داره تا اینکه عاشق فو رو، دختر یه تاجر محلی، میشه. چو مو که شیفته فو رو میشه، تصمیم میگیره خودش رو بهتر کنه و با درس خوندن و رشد، دنبال عشقش بره. از اون طرف، فو رو با مهارتش توی بافت پارچه به دربار راه پیدا میکنه و توی دسیسههای خطرناک قصر گیر میافته. این دو باید با هوش و مهارتشون دشمناشون رو شکست بدن تا هم عشقشون رو نجات بدن هم کشورشون رو.