خلاصه داستان: فیلم مستند «خودزندگینامه نیکولای چائوشسکو» (۲۰۱۰) به کارگردانی آندری اوجیکا، روایتی بینظیر از زندگی و حکومت ۲۴ ساله دیکتاتور رومانیایی نیکولای چائوشسکو است که بدون هیچ روایتی صوتی یا مصاحبهای، صرفاً با تدوین بیش از هزار دقیقه فیلم آرشیوی رسمی از خود او، تصویری خودساخته و پروپاگاندایی از صعود، قدرت و سقوطش ارائه میدهد و نگاهی عمیق به دوران کمونیستی رومانی میاندازد.
خلاصه داستان: فیلم آتشفشان (۱۹۹۷) به کارگردانی میک جکسون با بازی تامی لی جونز در نقش مایک روارک، مدیر بخش امداد اضطراری لسآنجلس، و آن هچه در نقش ایمی بارنز، زمینشناس جاهطلب، داستان فوران ناگهانی یک آتشفشان زیر دل شهر لسآنجلس را روایت میکند؛ جایی که گدازههای مذاب خیابانها را به رودخانهای از آتش تبدیل کرده و هزاران نفر را تهدید میکند، و روارک با کمک بارنز برای مهار فاجعه و نجات شهر با چالشهای عظیم فنی و زمانی دست و پنجه نرم میکند.
خلاصه داستان: فیلم پوست نرم (۱۹۶۴) به کارگردانی فرانسوا تروفو، با بازی ژان دزایلی در نقش پیر، فرانسواز دورلک در نقش نیکول و نلی بندتی در نقش فرانسواز، داستان یک مدیر مجله ادبی متأهل و موفق را روایت میکند که در سفری کاری با مهماندار هواپیمای جوانی آشنا شده و وارد رابطهای عاشقانه و پنهانی میشود؛ این رابطه زندگی خانوادگی آرام او را به هم میریزد و او را با بحرانهای عاطفی، خیانت و عواقب اخلاقی روبرو میسازد.
خلاصه داستان: فیلم آخر هفته (۲۰۱۱) به کارگردانی اندرو هیگ با بازی تام کالن و کریس نیو، داستان دو مرد جوان به نامهای راسل و گلن را روایت میکند که پس از آشنایی تصادفی در یک کلاب شبانه در شهر ناتینگهام، آخر هفتهای پرشور و عمیق را با هم سپری میکنند؛ راسل محتاط و درونگرا و گلن جسور و رکگو در طول ۴۸ ساعت با گفتگوهای صریح، لحظات عاشقانه و چالشهای هویتی، رابطهای واقعی و تأثیرگذار را تجربه میکنند که مرزهای روابط همجنسگرایانه مدرن را کاوش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ما شب هستیم» محصول ۲۰۱۰ به کارگردانی دنیس گانسل، با بازی کارولینه هرفورت در نقش لوییزه، نینا هوس در نقش لوئیس، جنس الکه و مکس ریملت، داستان دختری جوان و شورشی به نام لوییزه را روایت میکند که پس از ملاقات اتفاقی با گروهی از خونآشامهای زنانه جذاب، مرموز و پرزرقوبرق در برلین شبانه، به دنیای تاریک و هیجانانگیز آنها کشیده میشود؛ جایی که لذتهای بیپایان با خشونت و تعقیب پلیس توسط کارآگاهی مصمم درهم آمیخته و لوییزه باید بین زندگی ابدی خونآشامی و گذشته انسانیاش انتخاب کند.
خلاصه داستان: فیلم «جلاد» (۱۹۶۳) به کارگردانی لوئیس گارسیا برلانگا با بازیهای درخشان نینو مانفردی در نقش خوزه لوئیس، اما پنهلا به عنوان کارمن و خوزه ایسبرت در نقش جلاد پیر، یک کمدی سیاه اسپانیایی است که زندگی در دوران دیکتاتوری فرانکو را به تصویر میکشد؛ خوزه لوئیس، کارمند سادهای در اداره آرامگاهها، برای ارتقای شغلی با دختر جلاد اعدامهای عمومی ازدواج میکند، اما با بازنشستگی پدرزن و تحمیل شغل جلادی بر او، با ترس از اجرای اولین اعدام و تناقضات اخلاقی عجیب دست به گریبان میشود و ماجراهای طنزآمیز و انتقادی رقم میخورد.
خلاصه داستان: فیلم سازماندهنده (۱۹۶۳) به کارگردانی ماریو مونچلی با بازی مارکلو ماسترویانی در نقش پروفسور ژاکومو، رناتو سالواتوری و آنی ژیرارو، داستان استادی دانشگاه را روایت میکند که پس از اخراج از شغلش به دلیل فعالیتهای سیاسی، به عنوان سازماندهنده اتحادیه کارگری در کارخانه نساجی تورین ایتالیا مشغول میشود و با چالشهای اعتصاب کارگران، اختلافات طبقاتی و تلاش برای اتحاد میان کارگران مهاجر و محلی دست و پنجه نرم میکند، در حالی که عشقی نافرجام نیز زندگی او را پیچیدهتر میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «ما همان هستیم که هستیم» ساخته جیم میکِل در سال ۲۰۱۳، داستان خانوادهای منزوی و مرموز به نام پارکر را روایت میکند که در شهری کوچک زندگی میکنند و به آیینهای باستانی و وحشتناک کانibalism پایبند هستند. پس از مرگ ناگهانی مادر خانواده در سیل ویرانگر، پدر مقتدر (مایکل پارکس) دو دختر نوجوانش، آیریس (کاترین واترستون) و رز (جولیا گارنر)، را وادار به ادامه رسوم خانوادگی میکند، در حالی که رازهای تاریکشان در معرض خطر افشا شدن قرار میگیرد و تنشهای خانوادگی به اوج میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «آتش درون» (۱۹۶۳) به کارگردانی لوئی مال، با بازی موریس رونِت در نقش آلن لوران، مردی میانسال الکلی و افسرده است که پس از ترک کلینیک اعتیاد به الکل، با دوستان، همسر سابق و آشنایان قدیمیاش دیدار میکند تا جرقهای از شور زندگی بیابد، اما ناامیدی عمیق او را به سوی تصمیم نهایی خودکشی سوق میدهد و فیلمی عمیقاً روانشناختی درباره پوچی وجودی است.
خلاصه داستان: دهمین قربانی (۱۹۶۵)، به کارگردانی الیو پتری، با بازی مارکلو ماسترویانی در نقش بنجامین تارنت و اورسولا آندرس در نقش کارولین مراندر، در دنیایی دیستوپیایی و آیندهنگرانه روایت میشود که برای مهار خشونت اجتماعی، قانونی به نام «شکار» وضع شده است؛ در این بازی مرگبار، شرکتکنندگان به عنوان شکارچی یا شکارچی انتخاب میشوند و کشتن دهمین قربانی، جایزهای هنگفت به همراه میآورد. بنجامین که نهمین شکار خود را با موفقیت به پایان رسانده، حالا به عنوان قربانی دهم هدف کارولین، شکارچی حرفهای و جاهطلب قرار میگیرد، اما در میان تعقیب و گریزهای پرهیجان، عشقی غیرمنتظره بین آنها شکل میگیرد و مرزهای شکارچی و شکارچی محو میشود.