خلاصه داستان: میلیونری تنها که در پی سقوط بازار سهام ثروتش را از دست میدهد، به سیرک میپیوندد و دوباره عشق قدیمیاش را مییابد. پسرشان، یويو، با هنرنمایی بهعنوان دلقک به شهرت میرسد و میکوشد عمارت خانوادگی را بازسازی کند.
خلاصه داستان: وقتی مجری یک کلوپ شبانه در نیویورک هدف تماسهای تلفنی و تهدیدهای آزاردهنده قرار میگیرد، پلیسی مرموز پرونده را پی میگیرد؛ اما با نزدیکتر شدن خطر، مرز میان نجاتدهنده و مظنون تیرهتر میشود.
خلاصه داستان: در آستانه یورش ناپلئون به روسیه، سرنوشت آندری، ناتاشا و پیر در میان عشق، فقدان و آشوب جنگ به هم گره میخورد. حماسهای پرشکوه از زندگی و دگرگونی انسانها در برابر نبردهای تاریخی.
خلاصه داستان: در آمریکای مرکزیِ اوایل قرن بیستم، دو زن به نام ماریا با هم به گروهی سیّار میپیوندند و ناخواسته به ستارههای صحنه بدل میشوند. اما وقتی با ستم حاکمان روبهرو میشوند، هنر و شجاعتشان را به کار میگیرند و رهبری شورشی مردمی را برعهده میگیرند.
خلاصه داستان: لونـی، گاوچران و خوانندهای بیکار، در مزرعهای استخدام میشود که در واقع باشگاهی برای تناسباندام زنان است. وقتی دل به مربی جوانی میبازد، ماجرای گنج پنهان و گروهی طمعکار او را به دردسرهای خندهدار و ماجراجویانه میکشاند.
خلاصه داستان: پس از مرگ همسرش، وردن فل با روونا ازدواج میکند، اما در عمارت کهنهشان سایهٔ همسر مرده و حضور مرموز گربهای سیاه آرامش تازهعروس را برهم میزند. روونا در پی کشف رازهای عمارت، با نیرویی هولناک روبهرو میشود که گذشته را به کابوسی زنده بدل میکند.
خلاصه داستان: هنگام شیفت شب در مرکز بحران، دانشجوی روانشناسی آلن تماسی از زنی میگیرد که پس از خوردن قرصهای مرگبار در آستانه مرگ است. او باید با حفظ زن پشت خط و کمک پلیس و روانپزشک، پیش از تمام شدن وقت مکانش را پیدا کند؛ همزمان، تکههایی از زندگی آشفته زن آشکار میشود.
خلاصه داستان: در روزگار جنگهای ناپلئونی، رافال به لژیون لهستانی میپیوندد که در کنار ناپلئون میجنگد، به امید آنکه استقلال کشورش را بازگرداند. او و همرزمانش در میانه جنگ و آرمانخواهی، با بهای سنگین وفاداری و فداکاری روبهرو میشوند.
خلاصه داستان: کارتر، مدیر جوان آمریکایی، با تونی، هنرمند ایتالیایی آزاداندیش، ازدواجی ناگهانی میکند؛ اما اختلافهای بیشمارشان آنها را از هم جدا میسازد. سالها بعد، درست پیش از نهاییشدن طلاق، دوباره به هم نزدیک میشوند؛ ولی جاهطلبی شغلی کارتر و روحیهٔ مستقل تونی عشقشان را به آزمونی تازه میکشاند.
خلاصه داستان: چارلی اندرسون، کشاورز ویرجینیایی، میکوشد خانوادهاش را از جنگ داخلی دور نگه دارد؛ اما وقتی پسر کوچکترش بهاشتباه اسیر سربازان شمالی میشود، برای نجات او راهی سفری پرمخاطره میشود. جنگی که چارلی بیطرفانه از کنارش گذشته بود، حالا سرنوشت خانوادهاش را دگرگون میکند.