خلاصه داستان: ایچیکو پس از ناکامی در زندگی شهری، به روستای دنج زادگاهش بازمیگردد تا با پناه بردن به آغوش طبیعت، زندگی خودکفایی را آغاز کند. او با کاشت و برداشت محصولات فصلی در تابستان و پاییز و پخت غذاهای سنتی و لذیذ، به دنبال یافتن آرامش و معنای واقعی زندگی است.
خلاصه داستان: دو همکار از یک شرکت تجهیزات کمپینگ، آخر هفتههای خود را به سفر در دل مناظر طبیعی آرام و پنهان میگذرانند. آنها در این سفرهای کوتاه به یکدیگر نزدیکتر شده و از طریق تماشای این چشماندازهای روزمره، آرامش، شفا و انرژی دوبارهای برای زندگی پیدا میکنند.