خلاصه داستان: پس از مرگ مشکوک پدر، هملت وارث صندلی هیئت مدیره یک شرکت چوببری در فنلاند میشود که اکنون تحت کنترل عموی جاهطلب اوست. در میان توطئههای تجاری برای ورود به بازار اردکهای لاستیکی، هملت باید میان انتقام خون پدر، قدرتطلبی و عشقش به اوفلیا دست به انتخابی سخت بزند. این کمدی سیاه، نمایشنامه کلاسیک شکسپیر را در بستر تجارت مدرن بازآفرینی میکند.