خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ جهانی دوم، یک گروهان مسلسلچی فنلاندی از پیشروی در جبههٔ کارلیا تا عقبنشینیهای خونین سال ۱۹۴۴، با نبرد، فقدان و رفاقتی عمیق روبهرو میشود.
خلاصه داستان: این مستند برجسته به کارگردانی کریس مارکر، به زندگی الکساندر مدویدکین، فیلمساز وفادار به آرمانهای بولشویسم میپردازد که آثارش بارها توسط حکومت شوروی توقیف شدند. فیلم با تلفی
خلاصه داستان: این فیلم به بررسی دوران کودکی «پو» در تابستان دهه ۱۹۲۰ سوئد و رابطه پیچیده و پرچالش او با پدر سختگیرش که یک کشیش است میپردازد. او در طول این تعطیلات تابستانی، با تنشهای پنهان خانوادگی و حقایق تلخ دنیای بزرگسالان روبرو میشود.
خلاصه داستان: نیکاندر، راننده زبالهکشی تنها در هلسینکی، با ایونا که فروشنده یک سوپرمارکت است آشنا میشود. این دو انسان از طبقه کارگر درگیر رابطهای عاطفی و غیرمعمول میشوند و تلاش میکنند در میان سختیها و یکنواختی زندگی، سهمی از عشق و خوشبختی بیابند.
خلاصه داستان: اعضای یک گروه موسیقی عجیب از توندرا به همراه مدیر خود و جسد منجمد یکی از اعضا، راهی سفری جادهای به آمریکا میشوند تا به شهرت برسند. آنها با یک کادیلاک در سراسر ایالات متحده سفر کرده، سبک موسیقی خود را تغییر میدهند و در نهایت در مکزیک به موفقیت دست مییابند.
خلاصه داستان: پس از مرگ مشکوک پدر، هملت وارث صندلی هیئت مدیره یک شرکت چوببری در فنلاند میشود که اکنون تحت کنترل عموی جاهطلب اوست. در میان توطئههای تجاری برای ورود به بازار اردکهای لاستیکی، هملت باید میان انتقام خون پدر، قدرتطلبی و عشقش به اوفلیا دست به انتخابی سخت بزند. این کمدی سیاه، نمایشنامه کلاسیک شکسپیر را در بستر تجارت مدرن بازآفرینی میکند.
خلاصه داستان: ادیت، روزنامهنگاری کنجکاو و مادری تکسرپرست است که فرزندش را از طریق اهدای ناشناس به دنیا آورده است. زمانی که هویت اهداکننده به طور ناگهانی آشکار میشود، او به بهانه انجام مصاحبه به دنبال او میگردد؛ کاوشی که زندگی خودش و خانوادهاش را با چالشها و معضلات اخلاقی عمیقی روبرو میسازد.
خلاصه داستان: این فیلم خلاقانه با روایتی غیرخطی در قالب ۳۲ بخش کوتاه، به بررسی ابعاد شخصیتی و زندگی گلن گولد، پیانیست افسانهای کانادایی میپردازد. داستان فیلم از دوران کودکی و کشف استعداد او تا تصمیم عجیبش برای ترک صحنههای کنسرت و پناه بردن به استودیوی ضبط را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: گروه راک عجیب «لنینگراد کاوبویز» پس از سالها زندگی در مکزیک، به رهبری مدیر سابقشان که حالا خود را موسی مینامد، راهی سفری پرماجرا از نیویورک به سوی سیبری میشود. آنها در طول این مسیر کمدی و غیرمنتظره، با چالشهای عجیبی از جمله تعقیب و گریز با یک مأمور سیا روبرو میگردند.
خلاصه داستان: در تابستان ۱۹۸۶، ورود دختری به نام میمی به یک روستای کوچک در فنلاند، زندگی ماریای ۱۵ ساله را با تجربه پرشور عشق اول دگرگون میکند. بیست سال بعد، ماریا برای مراقبت از مادر بیمارش به خانه بازمیگردد و با مرور خاطرات شیرین و تلخ آن دوران، تلاش میکند با گذشته خود و مفهوم بخشش روبرو شود.