خلاصه داستان: یک پستچی جوان و مبتلا به تومور مغزی، برای نجات جان خود با شیطانی شبیه به خودش معامله میکند؛ معاملهای که در آن به ازای هر روز زندگی بیشتر، باید یک چیز از دنیا حذف شود. با ناپدید شدن تدریجی تلفنها، فیلمها و گربهها، او با خاطرات گذشتهاش روبرو شده و معنای واقعی عشق و زندگی را درک میکند.
خلاصه داستان: جی، استاد ریاضیاتی است که در آستانه ازدواج با عشق دوران کودکیاش، به دلیل ترس از آینده عروسی را لغو میکند. اما او ناگهان در زمان به جلو و عقب سفر میکند و با دیدن عواقب تلخ تصمیماتش، ارزش واقعی عشق و خانواده را درک میکند.